خاصيت او :
اگر بالشه مار در كون خرى نشانند ( خر ) از هوش بشود ، چون بيرون آورند باز به هوش آيد ، و بلعجبان اندرين صنعتى طرفه نمايند .
حمار قبّان
خرك گورستان را « حمار قبّان » گويند . در ركو پيچند و خداوند تب سوم با خود دارد تب ببرد ، و اللّه اعلم .
خراطين
او كرمى بود سرخ . اندر زمين نمناك بود . اگر او را بگيرند و خشك كنند و بسايند و با روغن گاو يا روغن زنبق چند بار در ذكر مالند به غايت قوى و بزرگ شود .
دود الفله
و آن كرمى بود كه در پاليز بود . اگر او را در سركه و انگبين كنند و بنهند / 117 / تا به هم آميخته شود پس به كلفه اندايند كلفه ببرد و پاك كند .
ناردين « 1 »
( اگر نارد بزرگ ) را بگيرند و اندر سايه خشك كنند و با كف دريا بسايند با سركه و كافور و به حرير ببيزند و در چشم كشند سپيده ببرد .
اگر موى از چشم و از جايى ديگر بركنند و خون نارد درش كنند ديگر باره موى باز نيايد ، و اللّه اعلم .
علق
اگر علق را بسوزانند و خاكسترش با سركه بر موى چشم طلى كنند برگيرد و ديگر بار باز نرويد .
هامش
( 1 ) . پ 161 ، م : نارد .