انگبين مصفّى بسرشند و پس از شش ماه به كار دارند . شربتى از نيم دانگ تا « 1 » دو دانگ اندر آب كرفس يا اندر آب تخمها و اگر شربتها اندر گرمابه يا اندر آب زن دهند اثر « 2 » زودتر كند و يك مثقال و نيم مغز بادام تلخ « 3 » اندر يك اوقيه ميفختج نافع بود و روغن « 4 » كژدم ماليدن نافع بود .
صفت آن : زراوند گرد و جنطيانا و سعد و پوست بيخ كبر از هر يكى يك اوقيه و نيم « 5 » كوفته اندر صد و سى درم روغن بادام تلخ كوهى كنند و اندر آب نهند و ده كژدم زنده در آن ساعت بگيرند و در وى كنند « 6 » و دو هفته اندر [ الف - 33 ] آفتاب نهند در مالند و اگر با روغن بلسان يار كنند يا به آب سداب « 7 » منفعت او قويتر بود . صفت سفوف كه خداوند مزاج سرد را سود دارد . بگيرند « 8 » تخم خربزه « 9 » پاك كرده و زيره و نانخواه و سعد و تخم كرفس و تخم ترب و مغز بادام راستار است بكوبند و بپزند ، شربتى يك درم اندر « 10 » طبخ پرسياوشان . جرب « 11 » مثانه دليل آن است كه بولكننده ناخوشبوى « 12 » بود و پيوسته مثانه مىخارد .
پاورقی
( 1 ) . ب : يا .
( 2 ) . ب : « اثر » ندارد .
( 3 ) . ب : « تلخ » ندارد .
( 4 ) . ب : گرم .
( 5 ) . ب : « و نيم » ندارد .
( 6 ) . ب : « و اندر آب . . . وى كنند » ندارد .
( 7 ) . الف : سنداب .
( 8 ) . الف : بگير .
( 9 ) . ب : خرفه .
( 10 ) . الف : « اندر » ندارد .
( 11 ) . ب : حرب .
( 12 ) . ب : ناخوش .