تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

توضيحات :

( 1 / 107 ) ( 1 ) - ادرار : در اصطلاح طب قديم ، مطلق بيرون راندن مواد اضافي است چه طبيعي و چه غير طبيعي و در حقيقت يك نوع استفراغ به معني كلي بوده است . ( 2 ) و ( 3 ) - چنان كه آمد استفراغ به طور كلى عبارت از تخليه فضولات ( زياديها ) از بدن است و آن به طرق چند به عمل مىآمده است در اين مورد منظور با شياف ( شاف
Suppository )
يا با حقنه ( اماله دستور
Enema ( Clyster
- است . در مج 1 ) ، عناوين اين باب از قبيل ادرار بول و امثال آن در حاشيه نوشته شده است . اماله ، حقنه ، تنقيه -
Enema
شياف -
Suppository
( 4 ) - ديابيطس ، ذيابيطوس ( ماخوذ از يوناني ) بيمارى دو لاب ، بيمارى قند ، ديابت
Diabetes 0
به عنوان " سلس البول " و " سلسله البول " هم آمده است . ( 5 ) - دق ( به كسر دال ) : ماخوذ از تازي ، دقيق و باريك و تب دق ، تب متصلي كه شخص را ميكاهاند و باريك و لاغر كند ( ناظم الاطباء ) 0 تب لازم سل
Tuberculosis
كه در شيراز آن را " تب بندي " گويند . يعني تبي كه از آدمي دست بردار نيست . ( 6 ) - گدازش : گداختن ، ذوب ، كاهش تن ، لاغري و " بسيار باشد كه خداوند گدازش و كاهش را كه به تازي ذبول گويند ، اجابت طبع صفراوي باشد " ( ذخيره خوارزمشاهي ) (
Liquefaction , Fusion
حييم ) 0 ( 7 ) - در " كا " " سوخت " و در " مر " ، " شوخسب " آمده است . شوخ : چرك ، وسخ ، ريم ( معين ) 0 ( 8 ) - در " مر " ، " و هواي گرمابه " آمده است . ( 9 ) - ساير نسخه ها ، " طبيخ بابونه " را اضافه دارد . ( 10 ) - خربق : 000 رستني داروئي و بر دو قسم است . سپيد و سياه 000 ( ناظم الاطباء ) ، خربق سياه
Black Hellebore
، خربق سفيد
White Hellebore )
شليمر ) ، خربق : نوع سفيد و سياه دارد و آن را كشنده سگ مىگويند . گفته : آن كشنده با گريه است ، چنان كه زعفران با خنده من ميگويم : از داروهاي متروكه در اين زمان است ( ترجمه از بحر الجواهر ( 0 خربق -
White Hellebore
( 1 / 108 ) ( 11 ) - عرطنيثا : بيخ درخت بخور مريم ( ناظم الاطباء ( پنجه مريم (
Cyclamen Sowbread
شليمر ( 0 در بعضي نسخه ها ، " عرطنيسا " آمده است . بخور مريم : شجره مريم ، نگونسر ، سيكلاض (
Bleedingnun
واژه‌نامه گياهى ) 0 عرطنيسا ، پنجه مريم -
Sowbread
( 12 ) - در بعضي نسخه ها ، " فروز " و " فروذ " آمده است . ( 13 ) - در ساير نسخه ها ، " فم معده " آمده است . ( 14 ) - عاقرقرها
Pillotory of Spain
، عربي آن عاقرقرحا . تاغندت ، اصل الطرخون الجبلي ( زرگرى ) 0 عاقرقرحا : به زبان فرانسوي (
Ache , Estragon
شرح اسماء العقار ) 0 عاقرقرحا ماخوذ از فارسى - ريشه طرخون بري كه به فارسي كژ طرخون گويند ( ناظم الاطباء ) تاغندست ( واژه‌نامه گياهى ) (
Pyrethre
شليمر واژه‌نامه گياهى ) 0 عاقرقرحا : بابونه زرد ( آريانپور ) ايضا به بحر الجواهر مرجعه شود . عاقرقرحا ، كژترخون ، بابونه زرد -
Estragon
( 15 ) - ميوزج ، حب الراس (
Staphisaigre
شرح اسماء العقار ) ، مويزك (
Lousewort
شليمر ) . مويزج :