تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧

توضيحات :

( 1 ) ) - در ساير نسخه ها ، " مددي " آمده است . ( 2 ) - در مج 1 ) و " كا " ، پس از " گوهر آن است " آمده است : " جز حرارتي نيست " 0 ( 3 ) - اندام : بدن و تن و عضو آدمي و جسم و كالبد و قد و قامت 000
Member Body , Grgan 0
( 4 ) - در " مر " ، پس از غريزي ، " از آن حرارت " آمده است . ( 5 ) - گشادن : گشودن و باز كردن و كشاندن ( ناظم الاطباء ) ، بازكردن و گشودن ( معين ) 0 در اينجا مقصود ، مالش ، ماساژ ماليدن يا مشت و مال
Friction Rubbing
است . ( 6 ) - تعب‌ها و ناتوانىها و خستگىها و رنج‌ها ، مشقت‌ها ، سختيها . در حاشيه مج 1 ) ، " انواع ماندگي ها كه از رياضت پديد آيد " آمده است . ( 7 ) - ريشي ، قرحه اي ، زخم
Ulcer 0
( 8 ) - كشيدگي و خميازه ( ناظم الاطباء ) ، كشش و تمديد
Elongation , ) - Tension
آريانپور ) ، كشيده شدن ، دراز شدن ، دراز كشيدن ، تمدد اعصاب ( معين ( 0 تمددي منسوب به تمدد است . ( 1 / 65 ) ( 9 ) - بر اثر ورم و آماس ( ورمى ، آماسى ( 0 ( 10 ) - قشف [ به فتح قاف و شين ] : پليدي و چركيني پوست و كهنگي هيئت 000 ( ناظم الاطباء ( ، قشف ، پليدي پوست و كهنگي هيات ( اقرب الموارد ، منتهي الارب ( ، بدي حال و تنگي زيست با آنكه به غسل آوردن و شستن تن و نقس خود را پاك و صاف كرده باشد ( از اقرب الموارد ، منتهي الارب ( 000 ( تمام از لغت‌نامه دهخدا ( 0 ( 11 ) - در ساير نسخه ها ، " اندر نواحي " آمده است . ( 12 ) - حمام دستي ، وان ، آبشنگ 000 ( فرهنگ معين ) ، ظرف بزرگ فلزى يا چوبي كه در آن آب خالص و يا مخلوط با بعضي دواها ريزند و چون شخص در آن نشيند تا بالاي ناف وى را آب فرو گيرد و حوض كوچك ( ناظم الاطباء ) 0 در درمان‌هاى قديم از آبزن بسيار سخن رفته است . ( 13 ) - بابونه : بابونج به فارسي بابونه گويند 000 ( تحفه ) ، بابونه : گياه معطري كه گل آن را در طب استعمال ميكنند 000 و يك قسم آن كه بابونه يك چشم باشد به تازي اقحوان گويند ( ناظم الاطباء ) ، بابونه گاوي ، بابونه زرد ، بابونه بىبو ، بابونه كوتول ، بابونه دو رگ ، بابونه زيبا ، بابونه دشتي ( گل گلاب ) ، بابونه شيرازي
Camomile
و
Chamomile
، بابونه گاوي )
Featherfew
شليمر )
Matricaria
، ) گل گلاب ( بابونه بىبو :
M . Inodore
، بابونه گاوي :
M . Camomilla )
گل گلاب ( ( براي اطلاع بيشتر به كتاب بسيار ارزنده " گياه " تاليف مرحوم دكتر حسين گل گلاب مراجعه شود ( 0 بابونه ، بابونج -
Camomile
( 14 ) - شبت شويد شويت
Anethum
و (
Dill
شليمر ) و
Anet
و
Dill Dill - seed
- ( واژه‌نامه گياهى ) 0 شويد ، شبت -
Dill
( 15 ) - آب آرميده و فرو نشسته از جوشش ( ناظم الاطباء ) ، آب ولرم يا نيم گرم در اصطلاح كنوني . ( 1 / 66 ) ( 16 ) - فروج ، عربي چوزه ماكيان خواه نر باشد و يا ماده ، جمع : فراريج . چوزه : بچه ماكيان و جز آن 000 ( ناظم الاطباء ) ، جوجه بر وزن جوژه است كه بچه ماكيان باشد ( برهان قاطع ) ، جوجه : بچه ماكيان ، بچه مرغ ، بچه هر پرنده كه تازه از تخم در آمده باشد 000 جوژه و چوزه و چوژه و جوزك و جوجگ ، جوجگان جمع ( عميد )
Chicken