چشم چكانند كه در وى طرفه « 1 » بود سود كند و خونى كه از او همىآيد ببرّد ، و بهترينش كرمانى بود سياه ، و خاصيتش ادرار بول و حيض است و صفار انگيزد ، و اصلاحش تخم كرفس است ، و شربتى از او پنج درمسنگ است ،
كزبره
كزبره « 2 » گشنيز است و او سرد و ترّ است اندر درجهى اوّل ، و اندر او قبض است آبش ريش دهان را نيك باشد و قلاع « 3 » را و چون با پست جو بكوبند يا با عدس و روغن گل بر او زنند و اندكى زعفران حمره « 4 » را نيك باشد ، و تاريكى چشم آرد ، و جلجلان « 5 » گشنيز خشك بود ، و او سرد است و خشك اندر درجهى دوم ، كاليوى را كه از صفرا بود و از بلغم نيك بود و صرع را نيز ، معده قوى گرداند ، و طبيعت ببندد ، او چون بريان كنند و خون از زير بازگيرد چون از او ده درمسنگ با آب لسان الحمل « 6 » بخورند ، و خاصيّت گشنيز آنست كه طعام را اندر معده بدارد تا تمام قوّت بدهد ، و از بهر اين نبايد كه اندر غذاهاى غليظ كنند ، و چون گشنيز بخايند بوى شراب ببرد و گر بماورد بپزند و به دو غرغره كنند آماس گلو ببرد و گر بكوبند نيك ، و با گل بياميزند كوفته آبلهى دهن ببرد ، و چون از او سه درمسنك بخورند شهوت جماع ببرّد ، و گر با لعاب بزر قطونا بخورند تبش معده را بنشاند ، و چون با داروهاى آماس گرم بياميزند نيك باشد ، و آب گشنيز ترّ ذهن ببرد ، و گر بسيار بخورند بكشد ، و بقول جالينوس چنين است كه
هامش
( 1 ) - بر وزن صرفه بذيل صفحهى 159 رقم 1 رجوع شود .
( 2 ) - بضم كاف و باء بر وزن خمبره .
( 3 ) - بضم قاف ، بذيل صفحهى 156 رقم 4 رجوع شود .
( 4 ) - بضم اول :
سرخباد ، باد سرخ .
( 5 ) - بر وزن بلبلان .
( 6 ) - بذيل صفحهى 216 رقم 2 رجوع شود .