تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

دهن الشّيشغان

روغن شيشغان « 1 » اطلاق شكم بازگيرد ، و ضعف معده را نيك بود ، و كسى را كه طعام همى دشوار گوارد منفعت كند ، و فالج و لقوه و استرخاى عصب را نيك بود .

دهن القنقلاد

روغن فنقلاد « 2 » سستى معده و فالج و لقوه و قولنج و وجع المفاصل را نيك باشد .

دهن الكلانج

روغن كلانج « 3 » فالج و لقوه و قولنج و درد معده و بندگشايها و نقرس و سستى عصب و استسقا و سكته ، و سردى كلى را و مقعده‌ى « 4 » ضعيف شده از سردى ، و درد پشت را كه از سردى بود سود دارد ، و ادرار حيض آرد .

دهن البيض

روغن خايه موى برآرد .

دهن الزعفران

روغن زعفران سختى رحم را نيك باشد و عصب را نرم كند ، و تشنّج را منفعت دهد و مر حرارت غريزى را قوى گرداند ، و گونه نيكو و دل را قوى گرداند .
هامش
( 1 ) - ظاهرا شيشعان است به عين مهمله و دار شيشعان درختى است . ( 2 ) - اين لغت را در كتبى كه در دسترس بود نيافتم و شايد دهن الفلفلان باشد كه بعضى فيقلا ضبط كرده و گفته‌اند لغتى هندى است . ( 3 ) - ظاهرا مخفف كلكلانج است و دهن الكلكلانج از جوشانيدن هليله‌ها با بعض ادويه‌ى ديگر در آب و صاف كردن آن آب و جوشانيدنش با روغن خروع بدست مىآيد . ( 4 ) - ظاهرا : و معده‌ى .