هرآن جوهر كه هستند از عدد بيش * همه دارند ميل مركز خويش
اگر آبى بماند در هوا دير * به ميل طبع هم راجع شود زير
گر آتش در زمين منفذ نيابد * زمين بشكافد و بالا شتابد
طبائع جز كشش كارى ندارند * حكيمان اين كشش را عشق خواند
گر انديشه كنى از راه بينش * به عشق است ايستاده آفرينش
« خسرو و شيرين چاپ وحيد ص 34 »
گر زمينى رسد به چرخ برين * هم زمينش فروكشد به زمين
« هفت پيكر نظامى بيت 4966 »
عبارات : ثقيل قصد ثقيل كند ، زمين اجسام را فرومىكشد . در قرن ششم گفته شده و به دست ما رسيده است . و نيوتن چهار قرن بعد از آن يعنى در قرن هفدهم ميلادى نيروى جاذبه را كشف و بنام خود كرده است !
« ضعيف كردن امواج صوت »
در كتاب فرخنامه ابو بكر جمالى يزدى ( قرن ششم ) آمده :
اگر چهار پوست گوسفند پر باد كنند و از چهار گوشهء خانه بياويزند آواز رود ( - موسيقى ) از آن خانه بيرون نرود . ( ص 47 )
« تصفيهء آب »
« و آب خوش « - آب خالص و شيرين » سبك بوده و نافذ و اگر كوزه مويين ( - كوزه بسيار نازك ) بكنند مجوّف كه آن را دهن نباشد و آن را در آب شور افكنند شبى و روزى چون بردارند در ميان وى آب خوش بود زيرا كه آب عذب ( - گوارا و شيرين ) را نفوذ بود و مالح را نبود . ( عجايب المخلوقات ص 88 ) .
« زلزله »
و مثل آن چون ديگى بود كه مىجوشد چون سر وى محكم بود و بسته و جوش ديگ غلبه كند ناچار ديگ را بشكند و بيرون شود ( ص 289 همان مأخذ ) .
« انجماد آب در تابستان »
اگر نوشادر را در ميان آب بكنند به تابستان يخ بگيرد ( ص 157 همان مأخذ ) .