« 1 » وز قبل كوائى او روزهاى « 1 » بحران « 2 » برين نسق داشتند .
و « 3 » بقراط بيماريهاء تيز را بقياس
( f . 578 )
دور قمر دارذ و امراض مزمنه را بقياس دور شمس « 4 » و آن بيمارى كه از وى كرانتر بوذ بقياس دور زحل « 5 » دارذ ، و شش ماه از دور شمس ماننده كردست بجهارده « 5 » روز از دور « 5 » قمر ، و بانزده سال از دور زحل « 6 » شش ماه از دور شمس ، و قمر را هر ماهى اشكال بكردذ باز هلاك كردذ يكبار آنكاه كماه نو كردذ و يكبار آنكه كبمحاق بوذ و « 7 » دور باز « 7 » قمر كردذ يكبار از بس هلاك و يكبار بيش از محاق ، و دوبار ذو جسدين كردذ يكبار از بس قمر و يكبار از بس بدر و يكبار بدر بوذ و قمر نيمه بدر بوذ و ذو جسدين « 8 » ببدر نزديك بوذ « 8 » و هلاك و محاق نيمهء قمر بوذ ، و برابر اين اشكال قمر اندر « 9 » عالم تغيّرات « 10 » افتذ ، و اينك از بهر اين بوذ كه جهاردهم روز دليل قوى داشت و يازدهم و هفدهم دليل قوى داشت و بيست و هفتم دليل قوى داشت و جهارم كنيمهء هفته اول بوذ اعنى سه و نيم روز دليل قوى داشت و بيست و جهارم دليل قوى داشت و بيست و هفتم روز نخستين دليل قوى داشت .
و يكى مثال ديكر ياذ كنم ازين نغزتر اكر تو دانستهاى كه امراض حادّه را سبب عفونت صفرا بوذ و دانسته « 11 » كه حركت صفرا غبّ بوذ بر تو دانستن « 12 » عدد « 12 » ايام بحران آسان بوذ ، و اكنون اكر حال اين است كويم روز نخستين تب بوذ و روز ديكر نبوذ و روز سديكر تب بوذ و روز جهارم
هامش
( 1 - 1 ) - ف : و از قبل كوايى او رزها
( 2 ) - ب ه : باحورى
( 3 ) - ف : « و » ندارد
( 4 ) - ف : افزوده . دارذ
( 5 - 5 ) - ف : روزادور
( 6 ) - ب ه : بقياس
( 7 - 7 ) - ف : دوبار
( 8 - 8 ) - ف : بقمر بوذ نيك بوذ
( 9 ) - ب ه : اندرين
( 10 ) - ف : تغييرات . ب ه : افزوده . بسيار
( 11 ) - م : دانستهاى
( 12 - 12 ) - ف : علل