و بدانك از تركيب دو ربع يكى تب آيذ ماننده غب و مانندهء تب بلغمى تا دو روز تب آيذ و يك روز نيايذ تا اين « 1 » دو روز كه تب آيذ هر روزى « 1 » بندارى بلغميست و آن روز كنيايذ بندارى غب است .
و من يكى حيله كنم تا ترا معلوم كردذ ، خطها كشم بشمار روزها و سر خطها بربيوندم جنانك « 2 » نوبهى غب بوذ و نوبهى ربع تا ترا معلوم كردذ « 2 » اينكه من همىكويم ، و اكنون بر مثال غب خطها كشم و « 3 » اين آنست « 3 » : [ ] « 4 » اينك يك روز تب آيذ و يك روز نيايذ و آن روزها « 5 » كتب آيذ من سرهاء آن « 6 » بر بيوستم تا تو بدانى ، باز اكر دو غب آيذ همه خطها را « 7 » سر بيوسته بوذ بدانك دو روز ديكر نوبه « 8 » دارذ و آن دو روز ديكر نوبه « 9 » و خطها ايناند :
[ ] « 10 » يكى نوبه « 11 » را
( f . 539 )
نشان الف است و ديكر نوبه « 8 » را نشان نقطه ، اينك بديد آمذ كز تركيب دو غبّ نوبه « 8 » تب بلغمى آيذ . باز از كرد آمدن سه ربع يكى تب آيذ ماننده تب بلغمانى آن بدين قياس بوذ « 12 » يكى خط كشيذم تا بدانى : اينك جو يكى « 12 » ربع بود بدين قياس بوذ كى يك روز آيذ و دو روز نه جنانك سرها خط « 13 » همىنمايذ ترا . باز اكر دو ربع آيذ سرها خطها مختلف ايند و آن اينست : « 14 » اينك بديد آمذ كه « 15 » از دو ربع يكى نوبه « 16 » آيذ مانندهء بلغمى « 15 » و ماننده
هامش
( 1 - 1 ) - ف : هر دو روز كه تب هروزى ايذ
( 2 - 2 ) - ف : نوبت غب بوذ و نوبت ربع تا ترا معلوم شوذ .
( 3 - 3 ) - ف : خطها كشم و اينست .
( 4 ) - از « ف » افزوده شد . در اصل محو شده است . م :
( 5 ) - ف : و آن روز
( 6 ) - ف : افزوده . خطها . « ب ه » و « م » : افزوده . خط
( 7 ) - ف : « را » ندارد
( 8 ) - ف : نوبت
( 9 ) - ف : « نوبه » ندارد
( 10 ) - از « ف » افزوده شد . در اصل محو شده است .
م :
( 11 ) - ف : يك نوبت
( 12 - 12 ) - ف : كه من خط كشم تا تو بدانى اينك چو . م : كه من خط كشم تا تو بدانى و اينك جن
( 13 ) - ف : سرخطها
( 14 ) - ف :
( 15 - 15 ) - ف : ان دو ربع يكى نوبت ايذ مانند بلغمى
( 16 ) - ب ه : تب