شكر خوردم تا از آن بلا برستم » « 1 » . در همين باب در مورد داروئى كه محمد بن زكريا صفت كرده نوشته است اين دارو با خطرست و من داروى ديگر كه در وى خطر نيست دادهام . « 2 »
وى نقص بعض از نسخههاى رايج در زمان خود را نيز ذكر كرده است چنان كه در باب استسقا دربارهء به كار بردن « مازريون » نوشته است : « مازريون را نيز بدين باب كويند قوت بزرك است و لكن [ من ] از وى هيج فايده نديدم الا انك بيمار بتب افتاذ و بكندن شكم » « 3 » يا در باب خنازير نسخهاى را كه در آن صمغ عربى به كار مىبردهاند اصلاح كرده « 4 » و در باب استسقا نيز دربارهء « كلكلانه » كه ديگران آن را مىستودهاند نوشته است : « من از وى نفع نديدم . » « 5 »
دقت علمى اخوينى خصوصا در مواردى آشكار مىشود كه چون رأى پزشكان معروف را در معالجهء مرضى به كار نبسته است عقيدهء ايشان را همراه جملهاى نظير « نيازمودهام » آورده تا نتيجهء به كار بردن داروئى را كه خود تجربه نكرده است به عهده نگرفته باشد ، مثلا در باب « اصفرار اللون در خصوص به كار بردن « دو دانك سنك زعفران » در نسخهاى نوشته است : « من مىكويم اين مقدار زعفران بسيار بوذ و يحيى بن ماسويه نيم درم سنك روا مىدارذ و من نيازمودهام اكر تو بيازمائى صواب آيذ » « 6 » و در باب جذام پس از ذكر طريقهء خاص معالجهء مجذومى بوسيلهء شمعون راهب « 7 » و در علاج حمى الدق بوسيلهء كشكاب و سرطان نهرى « 8 » برطبق رأى استادان پيشين و از جمله محمد بن زكرياى رازى افزوده است كه ما اين نيازمودهايم و در اين باب استقصا نكردهايم ، همچنين در جائى كه سخن از تعداد عضلات بدن رفته نوشته است : « اكنون آن عضلها را كجالينوس شمار كردست من شمار كنم بىآنك مرا مشاهدت افتادستى . » « 9 »
جنبهء ابتكار و اختراع اخوينى در درمان بيماريها و مسائل طبى نيز داراى اهميت است و از آن جمله تقريبا ده نوع داروئى است كه تركيب كرده و بنام خود در كتاب هدايه از آنها نام برده است مانند حبّى براى اوجاع مفاصل گرم و سرد و نقرس كه قدر بيست سال
هامش
( 1 ) - ص 580
( 2 ) - ص 581
( 3 ) - ص 457
( 4 ) - ص 612
( 5 ) - ص 458
( 6 ) - ص 587
( 7 ) - ص 585
( 8 ) - ص 671
( 9 ) - ص 60