گزارهى داروى تركيبى براى خارش و گرى :
هليلهى زرد يك جزو ، سنا و شاهتره و افسنتين از هركدام نيم جزو و سكنجبين به اندازهاى كه با هم آميخته شوند . اندازهى خوراكى آن يك تخممرغ روزانه مىباشد .
براى خارش خشك ، آبتنى با آب ولرم و مالش تن با سركهى نارس و روغن گل سرخ و افشرهى كرفس در گرمابه سودمند است . همچنين نوشيدن آب پنير با هليله و شكر نيز سودآورست ، چنانچه در اين بيمارى تهىسازى تن بسيار انجام گيرد ولى درمان كارگر نيفتد بايد هر روز بامداد و شامگاه يك اندازه آرد گندم و شكر سپيد با آب فراوان و ماست ترش گاوى بخورند . دورى گزيدن از كسانى كه دچار گال و خارشند ، سودمند خواهد بود . افزون برين پرهيز از خوردنىهاى شور و شيرين و تند است .
همچنين وادار بيمار به تهىسازى كردن تن و بسنده كردن خوراك بر سبزىهاى سرد و ترشىها و گوشتهاى سبك ، برنامهى درمانى بيمار خواهد بود . چنانچه بيمار تغييرات آميزهاى فراوان داشته باشد ، بايد شراب بنوشد .
دارويى ماليدنى براى گال خشك :
به ورق و نمك و قسط ( كست ) و كندس از هركدام يك درم و ميعه سايله شش درم و سركهى نارس و روغن گل سرخ به اندازه كافى براى ماليدن به همهى تن به كار برد . اين ماليدن بايد در گرمابه انجام گيرد و پس از يك ساعت بيمار را رها كرده سپس او را شستشو نمايند .
دارويى ماليدنى براى گال نمور :
جيوه مرده و قليميا نقرهاى و برگ دفلى و كندس و قلى و مرداسنگ را كوبيده با سركهى نارس و روغن گل سرخ بيآميزند و با آن مرهمى درست كرده و به تن بمالند و يك شب با آن خوابيده سپس به گرمابه بروند و با سركه و اشنان سبز تن را مالش دهند و پس از آن با آب شستشو دهند سپس بر تن آب سرد بريزند و با روغن گل سرخ روغنمالى كنند و از گرمابه بيرون آيند .
دارويى براى گال كهنه و بد :
خوردن روزانه يك مثقال صبر در سه روز سودمند است ، پس از سه روز دوباره سه بار خورده شود . چنانچه بيمارى روده پديد آيد خوردن صبر را كنار گذارد و « سحج » را درمان نمايند . با خواست خداوند اين دارو ، گال و خارش را ريشهكن مىكند .
سرشتهاى نيرومند كه نه تاولزا و نه چركآورست :
مرداسنگ و زاگ زرد را بهگونهاى