بگذرانند و در چشم مريض بچكانند . پلكها را با شيافى مركب از ماميثا « 1 » و غوره و حضض « 2 » و صبر « 3 » و اقاقيا از هركدام يك جزء و زعفران يكدهم جزء طلا كنند و اگر از اين شياف « 4 » در چشم بچكانند فورا مفيد گردد .
اگر ديدى ماده قوى و آبله زياد بيرون مىزند و بواسطه نقاط قرمز برآمدهاى كه در سفيده چشم وجود دارد ، مطمئن شدى دانههاى آبله در چشم بطور قطع بروز خواهد نمود و آنچه كه از آن قطرهها كه در چشم ريختى بىنتيجه است و سرخيها زائل نمىشوند ، بلكه موقة آن را آرام نمايد و بعدا به صورت بدترى از آنچه بود و يا مثل حالت قبل از معالجه بروز كرد ديگر اين قطره و امثال آن را در چشم نچكان ، بلكه از قطرههاى ديگر كمى مرى نبطى « 5 » به صورت قطره كه
هامش
( 1 ) - « نام رستنى كه در آب بهم رسد و از داروهاى قابض و عصاره آن را شياف ماميثا نامند ( فرهنگ نفيسى ) »( Scabieuse des champs )ماميثا بقول ابن بيطار بر گياهى كه شبيه بخشخاش ساحلى است اطلاق مىشود و آن را مقرن گويند و در آخر ريشه آن رطوبتى است كه با دست گرفته مىشود و گل زردى مثل خشخاش ساحلى دارد . . . ( حاشيه صفحه 44 كتاب آبله و سرخك چاپ بيروت سال 1872 ميلادى ) .
( 2 ) - ماده عصاره دوائى كه بر دو نوع است : هندى و عربى و نوع هندى كه بهندى رسوت گويند ، عصاره فيل زهرج است و نوع عربى عبارت است از عصاره خولان و داروئى كه از بول شتر سازند ( فرهنگ نفيسى ) .
« ( حضض به ضم حاء و فتح ضاء اول و سكون ضاء دوم ) يا حضض ( به ضم حاء و ضاء اول و سكون ضاء دوم ) عصاره خولان و در هندى عصاره فيلزهرج نوشته شده ، من مىگويم خولان گياهى است از خانواده بادنجان و جنس آن ليسيوم است . اما فيلزهرج يا فليزهرج نوعى از جنس هندى است . ابن سينا گفت آن درخت حضض است و ميوه آن شبيه فلفل است . ( حاشيه صفحه 44 كتاب آبله و سرخك چاپ بيروت سال 1872 ميلادى ) »( Berberidis Lycii Extractum , Lyciet )اسم ديگر آن راس هندى است ( شليمر ) ، بهندى رسوت گويند ( فرهنگ نفيسى ) .
( 3 ) - صبر زرد ياAloe ? s.
( 4 ) - مقصود از شياف چشم در طب قديم به قطره و روغن ماليدنى و امثال آن اطلاق مىگرديده است .
( 5 ) - « مرى بر چند قسم است سمكى و شعيرى و گوشتى . اين جزله در منهاج نوشته است :
« بقيه حاشيه در صفحه بعد »