و اريباسيوس « 2 » و اهرن « 3 » و ماسرجويه « 4 » .
هامش
( 2 ) - اريباسيوس برغامسى( Oribase de Pergamone - )از پزشكان دانشمند و اصلش از برغامس ( - پرگامن ) بود . وى در سده چهارم ميلادى ( 325 - 400 ميلادى ) مىزيسته است .
كتب مهم و معتبرى در طب دارد و بر كتابهاى بقراط شروحى نگاشته است . اريباسيوس شاگرد زنون قبرسى( Zenon de Chypre - )مىباشد . از آن نظر كه اريباسيوس در بيماريهاى زنان دست داشته به نام « اريباسيوس قوابلى » مشهور مىباشد .
( 3 ) - اهرن( Heron I'ancien Aron - H . d'Alexandrie )يا اهرن الاسكندرانى از پزشكان مكتب اسكندريه بود كه به نام اهرن القس معروف مىباشد . وى در سال 650 ميلادى مىزيسته و صاحب كناش ( - مجموعه طبى -( Formulaireمىباشد .
وى اول دفعه نام بيمارى آبله را در كتابى به سريانى نوشته اسم برده بعدها توسط ماسرجويه ( - ماسرجيس ) به عربى ترجمه شده است . اهرن در دوران پادشاهى هرقل( Heraklios - )امپراطور روم مىزيسته . كتابش در سى مقاله است كه بعدها ماسرجويه دو مقاله بدان افزوده .
مجموعه وى توسط گوسيوس( Gosius - )ترجمه گرديده است .
كتاب ( يا كتابهاى ) اهرن سهم علمى زياد در ميان مسلمانان و اعراب ابتداء اسلام داشتند .
اهوازى ( - على بن عباس مجوسى اهوازى ) در مقدمه كتاب خود به نام ملكى ( - كامل - الصناعة الطبية الملكى ) از كتاب اهرن ستايش كرده و از مطالبش تعريف و تمجيد مىكند . اما ترجمه عربى آن را ناقص مىداند .
بايد دانست اين اهرون غير از اهرن ( - ايرن البيزنطى - اهرن جوان -He ? ron de Bysance ( He ? ron le juneكه مهندس بوده مىباشد .
( 4 ) - ماسرجويه ( - ماسرجيس( Masarjawai- ماسرجويه از پزشكان جنديشاپور بود .
وى از اهالى بصره و در زمان عمر بن عبد العزيز خليفه اموى و ايضا در زمان مروان خليفه مىزيسته .
كناش اهرن را به عربى برگردانده . كناش اهرن در سى مقاله بود ، اما ماسرجيس دو مقاله بدان افزوده است . در زمان عمر بن عبد العزيز كتاب بالا كه مدتها بدان توجه نشده و بدلائلى در خزانه كتب محبوس بود ، به امر خليفه بيرون آورده شد و مورد استفاده عموم قرار گرفت .
اين ماسرجيس سردسته خاندانى به همين نام مىباشد . وى يهودى ايرانى بود كه رازى هم در كتاب حاوى ويرا به نام يهودى و در خلال نظرات پزشكان سلف و فقط به نام « يهودى » ذكر كرده است .
از وى دو اثر بزرگ بنام « قوى الاطعمه و منافعها و مضارها » ( - در نيروهاى خوراكيها و سود و زيان آنها ) و كتاب « قوى العقاقير و منافعها و مضارها » ( - در نيروهاى گياهان و سود و زيان آنها ) در كتب مورخان آمده است .
فرزندش بنام عيسى ( - عيسى بن ماسرجيس ) به مانند پدر در كار ترجمه زبردست بود . از وى نام كتابهاى چندى در كتب مورخان آمده كه دوتاى از آنها بنام « كتاب الالوان » ( - رنگها ) و « كتاب الروائح و الطموم ( - بوها و خوراكيها ) مىباشد .