تكمله
1 - درباره كتاب « آبله و سرخك » گفتنى و نوشتنى بسيار است ، مخصوصا آنكه رازى كتاب مستقلى را برشته تحرير آورده و براى اولين دفعه توانسته اين دو بيمارى را از هم جدا سازد و در اصطلاح طبى تشخيص افتراقى
( Diagostic diffe ? rentiel - )
قائل شود و از هر نظر كه ملاحظه شود امرى بسيار عظيم است .
دو بيمارى آبله و سرخك از قديم الايام در ميان مردم وجود داشته ، اما رازى اولين طبيبى است كه آنها را با ذكر شواهد از نظر علمى جدا ساخته ، سهل است درباره آبلهمرغان
( Varicelle - )
در فصل اول و پنجم به نحوى ذكرى بميان آورده است .
رازى در فصل اول درباره آبله مقدمهاى از جالينوس متذكر گرديده بدين شكل : « آنها كه گفتهاند جالينوس دانشمند از آبله ذكرى كرده و آن را نمىشناخته آنهائى هستند كه كتابهاى جالينوس را نخوانده يا به آنها مرور كرده و از آن گذشتهاند ، زيرا جالينوس در مقاله دوم از كتاب « قاطاجانس » مرهمى را توصيف كرده و گفته است :
« مرهم مزبور براى فلان نبض و فلان مرض و براى آبله نافع است »
پس از آن باز در همين فصل از قول جالينوس از كتاب منافع الاعضاء اين دانشمند ( جالينوس ) آورده است : كه « باقيمانده غذا كه تبديل به خون نگرديده در اعضاء مىماند و متعفن شده و به مرور بر حرارت آن افزوده مىگردد تا آنكه سرخى و دانه آبله و ساعيه توليد كند » .
باز در همين فصل سطورى مبنى بر اينكه قدما نام فلقمونيا ( فلقمونى ) را بر هر عارضهاى كه حرارت زياد داشته باشد به مانند سرخيها و آبله اطلاق مىكردند . . .
رازى گويد : كه اطلاعات ما از جالينوس در باب آبله به همين اندازه است ، مگر آنكه در كتابهاى ديگر خود كه به عربى ترجمه نشده مطالبى باشد و من ( رازى )