تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

باب بيست و نهم در صفت گياهى كه أو را فود الحمار گويند

و چون ببينى و بشناسى ، بستان أو را و از آن زرد و رسيده‌اش را ، با پوست أو را بكوب و در شيشه كن و در پوست گوسفند كن كه أو را به نام سختيان گويند و سر و بيخ أو را محكم كن و در ميان ذبل اسب يا استر دفن كن در سه هفته به طريق تعفين كه حل مىشود ؛ و بستان از اين حلّ شده و صاف كن و زيبق را در أو بجوشان سه بار ، هربار پر بايد كه آب از سر زبيق بگذرد و چون آب كم شود ، اضافه كن كه مكلّس شود و ثابت گردد ، و درمى از آن مكلّس بر صد درم نحاس طرح كن كه قمر خالص شود ، به قدرت اللّه تعالى .

باب سىام در صفت گياهى كه نام أو شوريده باشد

و شويله نيز خوانند و برگ أو چون برگ شب‌بو است و سرخ است ؛ و چون أو را بشناسى و بستانى و بكوبى ، آب أو را بگير و رصاص اسود را بگدازى و در اين آب بريزى كه چندان‌كه هم‌چون شنجرف سرخ شود كه بر هر جسدى كه زنى ، شمس شود كه هرگز متغيّر نشود .
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 68 | يوسف بيگ باباپور / جمعى از نويسندگان / بيگ بابا پور