نكند كه چشم بنده ببيند . ديگرى از بابت هيمه و دود بخاريها . نه چشم مانده نه سينه .
هردو را هم خراب كرده است . بارى تعريف اينها را همه مىدانند . شب را گذرانيده منزل خيلى تنگ است . دو رختخواب به زور جا مىشود .
پنجشنبه 20 رمضان
امروز پنجشنبه بيستم صبح برخاسته بعضى كارهاى لازمه را صورت [ داده ] ، باز دخترها رختشورى داشتند . بعد از ناهار اسباب شام را حاضر كردند . مادر بابا مشغول ساختن شام شد . ما هم سه ساعت به غروب مانده رفتيم تماشاى مسجد .
از در ارگ داخل شديم . دروازهء بزرگ هم مثل آلهقاپوى « 1 » خود ماست ، امّا اين را كاشىكارى كردهاند . كار استاد حبيب الله است . از طرف ميان دو طرف ، در دو صورت خيلى بد شكل و بد تركيب بالاى دروازه صورت رستم است و ديو سفيد . از طرف خيابان السلطان بن سلطان ناصر الدين صاحبقران در سنهء 1304 . خيابانش خيلى عريض و طويل است .
آن سر خيابان باز همانطور سر در و ميل كاشىكارى است . در خيابان ارگ بيرون شده از كوچه و بازار رفتيم تا رسيديم به مسجد . پناه بر خدا چه قدر گدا و چه قدر جمعيت بود .
ما وقت رفتن كربلا اين مسجد را نديديم . شايد خود نقيب هم نديده است .
ما را به مسجد جمعه بردند . اين در پهلوى مسجد جمعه است . از دالان طولانى رفتيم داخل صحن شديم . مثل صحن امام رضا ( ع ) جوى آب بزرگى از وسط صحن مىرود .
سمت مشرق و مغرب شبستان است . پنجرههاى كاشى به طرف صحن دارد . رو به قبله ايوان بزرگى است به قدر ايوان عباس ملك بزرگتر . جمعيّت نشسته مقابله مىكردند . از چند جا پسرهاى خوش صدا آيه مىگفتند . دو طرف ايوان در دالان بزرگ است . سمت پشت به قبله قرينهء همان ايوان است كه دو جا منبر بزرگ گذاشتهاند . از دو طرف اين دو مسجد بزرگ است . از ارهء ايوان تا محراب كاشيكارى است .
چون شب جمعه و بيست و يكم بود از كثرت جمعيت و زيادى فقير نتوانستيم درست
هامش
( 1 ) ( - عالى قاپو )