دوشنبه هشتم ذيقعدة الحرام
اول ظهر به شهر بادكوبه رسيديم . در ساحل به كالسكه نشسته در « گراند هوتل » منزل نموديم . بادكوبه يكى از شهرهاى قديم ايران است كه در زمان سلطنت فتحعلى شاه به اغواى علما با روس جنگ كردند . ايرانيان شكست خورده ، چندين شهر از ايران به تصرف روس درآمد ، از آن جمله بادكوبه است . در آن زمان اين شهر چندان آبادى نداشت . الان كه سنهء يكهزار و سيصد و نوزده هجرى است نسبت به سابق به منتها درجهء آبادى رسيده كه محل تمجيد است . خاصه از وقتى كه مهندسين « ژيولوژ » « 1 » معدن نفت [ را كه ] چون گنج روان است در بادكوبه كشف نمودهاند و مشغول كار شدهاند . در اندك زمانى گنج مخفى نفت را به معرض ظهور [ در ] آوردند . اغلب اهالى روى زمين در روشنى او تعيش مىنمايند .
اكثرى از عمارات از دوازده الى بيست و پنج ذرع « 2 » ارتفاع دارد . سه طبقه الى پنج آشيانه از سنگتراش ساخته شده ، خيابانهاى عريض جهت عبور درشكه از سنگتراش مفروش است . اهالى آنجا تجار و معتبرين از اهالى روس و ارامنه ، عمله و حمال و خاكروبهكش آنجا ايرانى مىباشند . جهت پيدا نشدن كار يا نداشتن سرمايه براى كاسبى و يا از دست حكام ظالم بىانصاف غربت اختيار كرده به اين ذلت زندگى مىكنند كه محل هزاران افسوس است .
سهشنبه نهم
صبح به درشكه سوار شده قدرى گردش كردم و بعضى جاهاى ديدنى را ديدم . قريب ظهر به منزل مراجعت شد . سه ساعت به غروب مانده از مهمانخانه به « گار » راهآهن رفتيم .
ماشين نزديك به حركت بود . يك اطاق نمرهء اول كه به زبان روسى « پروى » « 3 » مىنامند و اطاق ديگر جهت همراهان از نمرهء دويم كه « فتاروى » « 4 » مىگويند بليط گرفته داخل اطاقها شديم . دو ساعت به غروب مانده ماشين حركت كرد . آن روز و آن شب چيزى كه قابل
هامش
( 1 ) ژئولوگ ( زمينشناسى )
( 2 ) اصل : زرع
( 3 ) پروى( Pervoi ). اصل : بيرواى ( ؟ ) .
( 4 ) فتاروى( Vtoroi ). اصل : افتراى ( ؟ )