در بوشهر اقامت شد و منتظر ورود كشتى بوديم .
سهشنبه ، 18 جمادى الثانيه [ 1309 ه . ق . ]
صبح در « بگاره « 1 » » نشسته ، رسيديم به « غاوى » ، كه لنگرگاه است ، داخل در جهاز « 2 » كمپانى ايرانى موسوم به اندرباكر شديم . اتاقى در فرس كلس « 3 » كه بهترين مكان كشتى است ، كرايه كرده ، منزل نمودم .
حسن در سطحه « 4 » بود و آمد و رفت در « فرسكلس » « 5 » هم داشت .
آنروز جهاز حركت نكرد .
طرف عصر ، ابرى كشيده شد و بارانى سخت باريد . هوا نهايت سرد گرديد .
چهارشنبه ، 19 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ]
يك ساعت و نيم به غروب مانده ، كشتى لنگر كشيده ، روبه بمبئى روانه گشت .
فى الفور باد و توفان بهطورى شد كه مسافرين افتادند . حال من بيشتر از همه منقلب گرديد . تا سه ساعت از شب رفته ، توفان شدّت داشت .
متذكر اين شعر مىبودم :
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هائل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحلها ؟ « 6 »
هرطور بود ، آن شب پرشوروشر كه به مثابهء « 7 » روز قيامت مىنمود ، به صبح رسانيديم .
ديگر هوا سالم شد و كشتى به آرامى حركت مىكرد .
جمعه ، 21 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ]
[ بندر لنگه ]
هامش
( 1 ) . بگاره( Beggareh )، نوعى قايق بزرگ كه داراى بادبان است .
( 2 ) . كشتى .
( 3 ) . در متن : « فست كلس » و در حاشيه « فرسكلس » آمده است .
( 4 ) . رويه ، سطح ، عرشه .
( 5 ) . در اصل : فستكلس
( 6 ) . بيت از حافظ شيرازى است . ( غزل 1 با مطلع الا يا ايها الساقى . . . ) ، كه مىگويند از سرودههاى يزيد بن معاويه ، دومين خليفه اموى است .
( 7 ) . بندر لنگه( Bandar - e Lengeh )، بندرى است در غرب استان هرمزگان ، در 1072 كيلومترى جنوب خاورى تهران و 156 كيلومترى بندر عباس ، كه داراى سابقهء چندانى نيست و نام آن از دورهء قاجاريه به بعد ، در مكاتبات و نوشتهها آمده است . اين شهر در آبانماه 1385 ه . ش . 5614 خانوار و 175 ، 26 نفر جمعيت داشته است . بندر لنگه شهرى است محروم و فوق العاده بد آب و هوا .