كار ، [ اما ] كسى قبول نمىكند .
به اينها اكتفا نكرده ، اسماعيلآباد تيول 150 سالهء مرا سليم خان ، محض عداوت من مىخرد . مىگويم پول خود را بگير [ و ] مداخله در تيول من نكن ، قبول نمىكند .
قراچال ، 5 دانگش ملك و محلّ سكناى خواهر من است ، كه عيال رضا قلى خان ياور باشد . يك دانگ مال صغار .
محمود خان ، محض عداوت من ، آن يك دانگ را با آنكه خلاف شرع است ، مىخرد . مكرّر از او خواهش نمودم پول خود را بگير [ و ] چشم از يك دانگ قراچال بپوش ، گوش نمىدهد .
نخواهم نشست سليم خان جار و جمعيّت به سرخانه خواهر من بكشد و تيول مرا ضبط نمايد .
منكه اكراد نيستم ، كه خائن دولت باشم ، كه خانه و دهات آنها را خراب بكند و 000 ، 50 تومان غارت ببرد ؛ آنوقت من در سرحدّ فارس ، مشغول جاننثارى دولت بودم .
الان با سوار و پيادهء خودم مىروم [ و ] پوست از كلّهء سليم خان مىكنم . »
به هزار زبان و تعهّد او را ساكت نمودم .
از قلعه بيرون آمدم . 250 سوار سان داد . چه سوارى . از آن جمله 150 قبضه تفنگ مارتين داشتند . اسبهاى خوب اين سوار و پياده كه ملاحظه شد ، با 5000 سوار مقابل ديدم .
جميع سوار و پياده را به هزار « وعده » و « نويد » متفرق نمودم .
فورى سوار شدم . نوروز خان سرتيپ و از قرار تفصيل صاحبمنصبان و رؤساى ايل چهاردولى را برداشته ، به قراتپه ده حسين قلى خان سرهنگ ، كه وسط محمود چق و ده سليم خان بود ، رفتم .
در وقت رفتن ، ماديان سفيدى نوروز خان سوار شده بود ، تا امروز ماديان به اين تمامى و خوبى نديدهام . چنين ماديانى كم يافت مىشود .
اسامى صاحبمنصبان و رؤسا « 1 » ، از قرارى است كه ذكر مىشود :
صاحبمنصبها : 1 . حسين قلى خان سرهنگ
هامش
( 1 ) . در اصل : رئسا