بايد برويم [ به ] « دوشانتپه » .
صبح زود سوار شده ، رانديم . « علاء الدّوله » و سوارها از راه معمول پل روانه كرده ، و خودمان از راه « جاجرود » رانديم . ميان نيزارها « درّاج » زياد [ ى ] پريد . يك درّاج نر ، روى هوا زدم .
سابقا « درّاج » در حوالى « طهران » ، وجها من الوجود ، « 1 » وجود نداشت . 10 سال است كه از « گرگان » و « خوزستان » آورده ، و الحال در اينجاها به زاد و ولد زياد گرديده و بومى شدهاند .
« كبك » و « تيهو » ، خيلى بود . يك « كبك » و يك « تيهو » هم زدم .
بعد از نهار ، سوار شده ، افتاديم به راه « سرخه حصار » . آنقدر « تيهو » بود ، كه حساب نداشت . باز ، يك « كبك » و يك « تيهو » زدم . از آنجا براى ده « تركمانها » ، كه در زير « سپايه » است ، رانديم . در قلّهء « سپايه » ، شكار زياد ديده شد ، امّا شكارى نشد .
مراجعت از حوالى ده « باباعلى خان » نموده ، ميان نيزار يك « مرغابى » شكار شد .
نيم ساعت به غروب مانده ، وارد « دوشان تپه » شديم . « دوشانتپه » ، بسيار باروح و صفا بود . « نايب السلطنه » به حضور آمد .
شنبه ، پنجم [ ذى القعدة الحرام 1292 ه . ق . ]
« 2 » از « دوشانتپه » وارد شهر مىشويم . « 3 » بعد از ظهر ، سوار اسب « صباح الخير » شده ، رانديم . سوارهء زياد [ در ] طرفين راه بودند . قشون هم از « سواره » و « پياده » و « توپخانه » ، از وسط راه الى شهر صف كشيده بودند . « سپهسالار اعظم » هم [ كه ] با صاحبمنصبان آمده بودند ، به حضور رسيدند .
شليك زياد از توپخانه شد . « مسيو طمسون » ، « 4 » وزير مختار « انگليس » ، به استقبال
هامش
( 1 ) . نوع از وجود ، وجه يعنى نوع ، مقدار ، اندازه ، جهت .
( 2 ) . مصادف با 18 دسامبر 1875 م . / 27 آذر 1254 ه . ش .
( 3 ) . « امروز به سلامتى بعد از 75 روز وارد طهران مىشويم . صبح بالاى كوه عمارت دوشانتپه رفتم . شاه بيرون تشريف آوردند . با دوربين عشرتآباد را تماشا كردند . بعد از ناهار سوار شدند . با لباس سلطنتى و جيقه به راه افتادند . نزديك قراولخانه ، وسط راه سپهسالار با جميع صاحبمنصبان حاضر بودند . سواره تا دم دروازه ايستاده بودند . دستهدسته نظام و توپخانه بود . ايلچى انگليس نزديك شهر استقبال كرد . از در خانهء غياث تا زير نقارخانه سرباز ايستاده بود در كمال خوبى و آراستگى ، هيچوقت به اينطور وارد پاىتخت نشده بود . از خيابان شمس العماره و چند خانه گذشتند . كوچهها الحق در كمال تميزى بود .
لدى الورود سلام نشستند و در تخت مرمر مؤيد الدوله مخاطب سلام بود . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 54 )
( 4 ) . سر ويليام تايلور تامسون( Sir William Taylour Thomson )، سفير و وزير مختار بريتانياى كبير در