نمىتوانست از ساحل دور شود .
خلاصه ، عصرى براى شكار سوار شده ، الى « پالوژده » « 1 » و « دهگرى » « 2 » رانديم . اين دو ده ، تيول « جعفر خان قاجار » است . خود او هم همراه بود و بلدى مىكرد . حوالى اين دهات ، چمن است و علف به حدّى است كه الى سينهء اسب مىرسد .
هفت هشت « قرقاول » پريد ، شكار شد . « بلدرچين يلوه » و غيره هم ، بسيار صيد شد .
ديشب ، دريا توفانى و موّاج شده [ بود ] . نصفشب ، بهطورى شدّت كرد كه امواج دريا [ به ] ميان چادرها مىريخت . لابد ، همان نصفشب ، از خواب برخاسته ، به چادرهاى ديگر كه بالاتر زده بودند ، رفته [ و ] استراحت نمودم .
چهارشنبه ، نوزدهم [ رمضان 1292 ه . ق . ]
بايد برويم به « خير رود كنار » ، ملكى « ساعد الدّوله » .
2 فرسنگ و نيم راه است . آب دريا ، امروز هم خيلى متلاطم بود .
هرقدر مىرفتيم ، جنگل به كناره نزديك مىشد . اوّل دهى كه از آن گذشتيم ، « هليستان » ، ملكى ورثهء « ملا محمد تقى » بود . بعد ، « كركروسر » ، « 3 » خالصهء ديوان . بعد ، « سنگ تجن » كه حالا معروف به « حبيبآباد » به « ييلاق » نمىروند .
بعد از « حبيبآباد » ، « علىآباد سادات » « 4 » است .
هوا ، گرم و پوشيده از « ابر » و « خفه » بود . در « علىآباد » ، قدرى استراحت نموده ، جواب نوشتجاتى كه از « طهران » رسيده بود ، نوشته ؛ عصرى سوار شده ، از ده « شمع جاران » ، ملكى « ساعد الدّوله » گذشته ، به « خير رود كنار » رسيديم . « 5 »
اين ده ، « فواكه » و « مركبّات » زياد ، از هر قبيل دارد : « خيار » و « خربزه » و « بادنجان » و « كدو » و غيره هم يافت مىشود .
هامش
( 1 ) . به آن پالوجده يا پالوچده هم گفته مىشد . امروز به آن شريعتآباد مىگويند .
( 2 ) . نام ديگر آن دهگيرى بوده و ظاهرا امروزه به شهر چالوس ملحق شده است .
( 3 ) . نام دقيق آن كركرودسر مىباشد . در اسامى آبادىها و روستاهاى اين منطقه به شكل كوركورسر عليا نوشته شده است .
( 4 ) . امروزه علىآباد مير هم گفته مىشود .
( 5 ) . « منزل امروز خيررودكنار است . صبح به سمت منزل رانديم . منزل [ در ] كنار رودخانه واقع شده . . .
خلاصه ، امروز منزل خيلى نزديك است . يك فرسخ و نيم زيادتر مسافت ندارد . ناهار را شاه نزديك به منزل ميل فرمودند . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 30 - 31 )