صبح سهشنبه ، بيستم شعبان [ 1292 ه . ق . ]
توپسوارى « سفر مازندران » انداخته شد . از « حرمخانه » كه بيرون آمدم ، « نايب السلطنه » [ و ] « سپهسالار اعظم » و ساير وزراء و صاحبمنصبان قشونى و اعيان و اشراف حاضر بودند .
آن شب را به « اقدسيّه » رفتيم ، كه يكى از قصرهاى ييلاقى سلطنتى است .
سهشب در « اقدسيّه » توقف شد .
روز شنبه ، بيست و چهارم [ شعبان 1292 ه . ق . ]
از گردنه « تلحرز » « 1 » به سمت « اوشان » رفتيم . در بالاى گردنه « تلحرز » « 2 » دوربين انداختم . به كوه « ورجين » ، قريب [ به ] 1500 « ارغالى » « 3 » ، كه همه « قوچ » بودند ، به نظر آمدند ، كه شمرده شدند .
آب رودخانه « جاجرود » بسيار كم است در اين فصل ، و زياده از 15 سنگ « 4 » به نظر نيامد .
يكشنبه ، بيست و پنجم [ شعبان 1292 ه . ق . ]
در « اوشان » توقف شد .
[ دوشنبه ] ، بيست و ششم [ شعبان 1292 ه . ق . ]
از « اوشان » به « شهرستانك » حركت نموديم . سينهام امروز قدرى درد مىكرد . از راه گردنه « آهار » ، به واسطه بنه زياد كه راه را مسدود كرده بودند ، ممكن نشد به « شهرستانك » برويم . لابد از راه « شكرآب » رانديم .
در بلندى بالاى « شكرآب » پياده شده « 5 » ، به « البرز » دوربين انداختم . شكارى نديده ،
هامش
( روزنامه اعتماد السلطنه ، 21 )
( 1 ) . تل هرز ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 23 ) .
( 2 ) . كوه تل هرز در شرق « دارآباد » ، ميان درهء « ازگل » و « سوهانك » است و جزو كوههاى « توچال » به شمار مىآيد . ( جغرافياى تاريخى شميران ، 192 )
( 3 ) . ارغالى( Argali ). واژهء مغولى از « ارگا » به معنى « قله كوه » . نامى است كه مغولان به قوچ وحشى كه در كوهستانهاى جنوب سيبرى يافت شود ، مىدهند .
( 4 ) . در پارسى باستان « آثنگ »( a ? thanga )و « سنگه »( Sanga )و در پهلوى « سنگ »Sa ( n ) gياSang.
مقياسى است براى آب و آن عبارت است از عدهء معينى ليتر در هر ثانيه . در تهران يك سنگ آب عبارت است از مقدار آبى كه از شكاف به اندازهء 20 سانتىمتر ( 1528 / 2 فوت ) و از قرار يك متر ( 0936 / 1 يا رد ) در هر 3 ثانيه جريان دارد . واحد آب سنگ يا واحد بين المللى آب عبارت است از ميزان آبى كه از يك دهانه به عرض 10 سانتىمتر و ارتفاع 10 سانتىمتر با سرعت 10 سانتىمتر در ثانيه جارى مىشود .
( 5 ) . « سوار اسب ابرش يراق طلاى مفصلى شدند . اسب ، بازى مىكرد و از چتر رم مىكرد . پياده شدند . به اسب كهرى سوار شدند . همهجا راندند . از قريهء آهار گذشته ، نزديك جايى كه راه قسمت مىشد ، راهى به