15 نفر ساربان داشتيم و شيخ موسى مير قافله بر آنها رياست داشت و آن جمله با شتران خود در زير آسمان [ و ] بدون چادر و سرپناه زندگى مىكردند .
اين اشخاص غرق اسلحه بودند و اسلحهء آنها عبارت بود از كارد بلندى و شمشيرى از شمشيرهاى قديم و يك جفت تپانچه و هريك نيز تفنگ بلندى به دوش داشتند ، و در بادى نظر آنها را شخص خيلى دلاور و جنگى و بزنبهادر فرض مىكرد و از استعداد خونريزى و غارتگرى آنها وحشت مىنمود ؛ امّا چون به درستى به حالات آنها برمىخورد ، مىديد جز هيمنهء « 1 » ظاهرى چيزى نيست .
باد و بروت « 2 » و صولت رستمى ، امرى عارضى است . مردمان سليم النفسى هستند . شوروشرّى ندارند . شايد وقتى به مسافر غريبى پردازند ، ولدى الاقتضا « 3 » گردنش را شكسته يا هلاكش سازند ؛ اما كلّيتا قتل و جنايت و بدكارى و خيانت از آنها دور است .
اهل « بغى » « 4 » و « عناد » نيستند و آداب و رسوم آنها به « صلاح » نزديكتر باشد تا به « فساد » .
عيون موسى در يك جزيرهء برّى « 5 » كه ما فرنگىها اوازى « 6 » مىگوييم و اعراب « واحه » ، واقع شده و اطراف اين جزيرهء برّى ، تلهاى شن است ، كه از هر سمت آنرا فراگرفته و مثل اين است كه آن « اوازى » را در حصارى پنهان كرده باشد .
[ عيون موسى ] مسافت عيون موسى تا ساحل بوغاز « 7 » سوئز زياده از يك ربع ساعت راه نيست ، امّا از سوئز تا عيون موسى از راه دريا ، يك ساعت و نيم راه و از خشكى بيشتر است .
نخلهاى بلند و درختهاى گز و اقاقياى « 8 » عيون موسى از دور نمايان است . در سايهء اشجار مذكوره ، بعضى از فلّاحان عرب ، كرتبندى كرده ، اقسام بقولات على الخصوص انواع پيازها و شلغم مىكارند و آبيارى اين كرتهاى سبزى ، به واسطهء استخرهاى كوچك متعدّد مىشود .
هامش
( 1 ) . شكوه و وقار و مهابت ، كه از بزرگى و عظمت كسى در در افتد .
( 2 ) . سبيل .
( 3 ) . لدى الاقتضا ، عند الاقتضاء ، هنگام اقتضاء .
( 4 ) . نافرمانى ، گردنكشى ، افزونخواهى ، ستم .
( 5 ) . خشكى .
( 6 ) .Oasis( 7 ) . تنگه .
( 8 ) . در اصل : عقاقيا