همى داشتند . در آن حدود شبانه راه را گم كرده ، تا بامداد همى راندند .
صبحگاهان خود را بر دروازهء شهر توس ديدند .
هارون هم در وقت بلرزيد و حالش دگرگون شده ، ياراى بازگشتن نديد و مرض در وجود او مستولى گشته ، بالاخره وفات يافته ، وى را در بقعه [ اى ] كه گفتند از بناهاى اسكندر است و براى مدفن يكى از اوصياى پيغمبر آخر الزّمان ، كه پيش بنيان موت او را [ در ] آنجا نشان دادهاند ، برپا نموده ؛ هارون وصيّت كرده بود كه وى را در آن بقعه به خاك سپارند ، كه اكنون قبر وى در پايين پاى مبارك حضرت امام است .
عباس بن احنف كه با خليفه بود ، اين ابيات را در وفات او گفته :
قالو خراسان اقصى ما يرادبنا * ثم القفول فقد حبنا خراسانا
اين الّذى كنت ارجوه و آمله * ذاك الّذى كنت اخشاه فقد كانا
و دعبل بن على الخزاعى گويد :
قبران فى توس خير النّاس كلهم * و قبر شرّهم هذا من العبر
ما ينفع الرّجس من قرب الزّكى و لا * على الزّكى بقرب الرّجس من ضرر « 1 »
بالجمله ، شهر مشهد بسيار وسيع و پرنعمت است . هواى آن در نقاط مختلفه تباين بسيار دارد . هر محلّه [ اى ] كه آب و درختان زياد است ، هواى آن قريب به شمرانات تهران است .
چنانكه در محلّه بالا خيابان كه منزل ما هست ، در اتاق دورويى شبها با دو لحاف بايد خواب كرد ؛ و در ييلاقات شميران هم در اين فصل ، كه اخر « اسد » « 2 » است ، هوا همين حالت [ را ] دارد .
« انار » و « انجير » اينجا هنوز به دست نيامده ، با آنكه در سبزوار و قشلاقخوار و سمنان و غيره چندى قبل كه عبور كرديم ، رسيده بودند ؛ و در محلّاتى كه باغ و درخت و آب كمتر است ، هواى آن گرم و غبار و گرد زياد دارد .
طول شهر از مشرق به مغرب است ، بر امتداد نهر عظيمى كه منبع آن معروف به چشمه گيلاس و در نهايت صفا است ، و در شهر كه داخل مىشود ، تيره و مكدّر است و
هامش
( 1 ) . دعبل خزاعى ، از شعراى شيعه تندروى قرن دوم هجرى بوده است . اين دو بيت بيانگر توهين و فحاشى وى به يكى از خلفاى عباسى است .
( 2 ) . برج پنجم از برجهاى دوازدهگانهء سال ، برابر با ماه مرداد فارسى .