معهذا امنيت مقصوده در شوارع نبود و اموال و نفوس و اعراض مسلمين از ساير و زاير ، در معرض « اتلاف » و « اهلاك » بود ؛ و در اين دو سال ، بهواسطه مقهور شدن تراكمه ، خيلى امنيّت حاصل شده است .
لمحرّر :
و ان نفوس الرّوم من طول همّها بما وقعت فى ارض مصر لراضية ترى الجند عزلا و العربىّ رامحا فترضى باسياف الاجانب ماضية .
شب جمعه ، 6 شوال [ 1300 ه . ق . ]
اوايل شب روانهء سبزوار شديم . مسافت راه 7 فرسخ ، بلكه متجاوز است .
[ ريود ]
پس از طى يك فرسخ ، نهر آبى است گوارا [ كه ] به دهات جنوبى مىرود و در سر دو فرسخى ، تقريبا آبانبار كوچكى بود ، كه قدرى آب باران در آن باقى مانده ؛ و در سه فرسخى ، قريهء ريود واقع است ، كه ديوار و بروج قديمى خيلى مرتفع و كوچههاى وسيع دارد .
مخصوص يكى از كوچهها كه در حقيقت خيابان عريضى است به درختان باشكوه آراسته ؛ اگرچه از آبانبار راه جداگانه هم دارد ، كه به اين قريه نمىگذرد ؛ و در آن راه رباطى از عهد صفويّه باقى است . « 1 »
بالجمله ، راه از ريود تا شهر سبزوار 4 ، بلكه 5 فرسخ است .
پس از طى مسافتى ، به آبانبار كهنهء ديگر رسيديم ، كه در وسط كوير بود . با عطش وافر پياده شده ، به روشنايى چند كبريت به پايين رفته ، از آب باران كه قدرى تغيير يافته ، بود ، سيراب ، بلكه زنده شدم ؛ چيزى كه حالا صدمه مىزند ، خواب است .
نزديك فجر ، ناچار پياده شده ، در آن صحرا خوابى كرديم .
بعد از خواب برخاسته ، اسب را كه قدرى دور از جاده شده بود ، گرفته ، سوار شدم .
هامش
( 1 ) . كاروانسراى ريوند ( ريود ) از بناهاى عصر صفويه بوده و به شماره 1662 در تاريخ 25 شهريورماه 1363 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است .