در حدود اردبيل و مشكين ، بهطورى كه رفع شورش آنها محتاج به دقت امنا و استعمال اسلحه است ، و اللّه اعلم .
خبر اسفانگيز ارتحال جناب امين السلطان هم شنيده شد . صدق آن هنوز معلوم نيست . « 1 »
شب 22 رمضان [ 1300 ه . ق . ]
روانهء آهوان شديم .
[ چاشتخوران ]
6 فرسخ و نيم مسافت است و در وسط قريه [ اى ] موسوم به چاشتخوران « 2 » است .
در حقيقت ، دو سه خانه و آب گوارا و زمين زراعت مختصرى است . گويند امراى سلف از سمنان به جهت شكار آهو به آهوان مىرفته و در سر اين « آب » و « سبزه » ، چاشت مىخوردهاند .
[ آهوان ]
اگرچه در باب آهوان ، جز اينكه شكارگاه آهو بوده ، وجه تسميهء ديگر گفتهاند و آن اين است كه حضرت علىّ بن موسى الرضا - عليه الف ثناء - در تشريففرمايى [ به ] توس ، بدين سرزمين عبور [ كرده ] و ضمانت ماده آهويى [ را ] در پيش صياد فرمودهاند ، كه رفته است برّههاى خود را شير داده و مراجعت به حضور آن حضرت نموده [ است ] .
بههرحال ، در اين صحرا آهو فراوان است و خود آهوان موضعى است كه قنات آب خيلى مختصر و كاروانسراى خرابى مرصّف از سنگ از آثار انوشيروان دارد [ و ] از بناهاى بسيار قديم ، كه حال باير و قدرى هولناك است . بعضى آن را [ از ] عمارات
هامش
( 1 ) . اعتماد السلطنه در اخبار روز يكشنبه 23 رمضان 1300 ه . ق . آورده است : « امين السلطان كه چند روز است مرده است و شاه اصرارى دارد كه معلوم كند كه نفهميدند . . . » و فرداى آن روز مىنويسد : « . . . بعد از ناهار كاغذى از ركن الدوله رسيد كه در جوف او تلگرافى از سبزوار بود كه امين السلطان 7 روز است مرده است و جنازهء او در بىغسل و كفن در داورزن افتاده ، عفونت برداشته . شاه كه همانروز اول مطلع بود ، عمدا بنابر مصلحتى خود را به نادانى زده بود . » ( روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه ، 245 - 246 ) . پس وى در 17 رمضان 1300 ه . ق . فوت كرده و خبر نويسنده سفرنامه خراسان كاملا صحيح بوده است .
( 2 ) . چاشتخوران( chasht xoran )، روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان سمنان ، سر راه اين شهر به دامغان و در 27 كيلومترى آن ، در كنار « زرشكوه » ، كه 1620 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .