اما مثل كارهاى قديم « قوام » و « دوام » ندارد .
يكشنبه ، غره « 1 » شهر ذى حجة الحرام [ 1304 ه . ق . ]
امروز صبح ، هوا پر از مه غليظ و تا ساعت 11 ، خيلى « خفه » و « گرم » بود . بعد ، كمكم روشن شد .
چون امروز هم ، روز تعطيل « انگليسى » « 2 » است و من هم كسل بودم ، تا عصر از منزل بيرون نرفتم . طرف مغرب ، قدرى سوار كالسكه شده ، اطراف « هيدپارك » گردش كردم . بعد مراجعت نموده ، تا نزديك شام به صحبت مشغول شده ؛ بعد از شام قدرى نشسته ، خوابيدم .
دوشنبه ، دوّم [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ]
امروز مستر « كمبرلاند » « 3 » كه سابقا هم [ به ] « حيدرآباد » آمده بود ، به ديدن آمد . در يك عمل بسيار « تردست » و « ماهر » است ، و آن اين است كه اگر دو نفر ، اشارتا يا كنايا يا بهطور نجوا ، شيئى را نشان كنند يا به يكديگر بگويند ، او چشم خود را بسته ، دست اشارهكننده را به پيشانى خود چسبانده ، به خط مستقيم مىبرد پهلوى همان شيئى كه منظور بوده [ است ] و آن دست ديگر اشارهكننده را مىگذارد روى آن .
خيلى كار مشكلى است .
يكى از همراهان ، سنجاقى را ميان جعبهاى كه در اتاق ديگر بود ، گذارده ، به ديگرى آهسته گفت . بعد « كمبرلاند » ، دست وى را به پيشانى نهاده ، به خط مستقيم برد سر جعبهء آن را باز نموده ، دستش را روى سنجاق نهاد .
از اين قبيل كارها زياد نمود .
بعد از رفتن مشار اليه ، « 4 » به اتاق مخصوص خود رفته ، به خواندن كتاب و امور ديگر ، روز را به پايان رسانيدم .
سهشنبه ، سيم [ ذى حجة الحرام 1304 ه . ق . ]
تازه [ اى ] كه قابل مذاكره باشد ، رخ ننمود . طرف عصر ، حالم برهم خورد . [ و ]
هامش
( 1 ) . منظور : اول ، آغاز .
( 2 ) . در اصل : انگليسها
( 3 ) . منظور : كمبرلن ، چمبرلن ، چمبرلين . ممكن است وى همان ژوزف چمبرلين( Jeoseph Chamberlain )وزير معروف انگلستان باشد كه بين سالهاى 1836 تا 1914 م . مىزيسته است . وى عضو كابينه گلادستون بوده است .
( 4 ) . اشاره شد ، نشان داده شده .