روى آهن را چرم دوخته بودند . و « كلاهخود » و « كفش » و « چكمهء آهنى » ، « گستوان « 1 » هاى فولادى » بر « اسبهاى مصنوعى » ، كه سمشان به قدر يك بشقاب بود ، زياد ديده شد .
پس از تماشاى بسيار ، رفتم [ به ] منزل .
شب ، رفتم [ به ] « اپرا » ، شبيه « عاشق » و « معشوقى » درآورند ، مثل قصهء « ليلى » و « مجنون » مثلا . خيلى قابل تماشا بود .
بعد [ به ] منزل آمده ، شام خورده ، خوابيدم .
سهشنبه ، بيست و هشتم [ شوال 1304 ه . ق . ]
امروز رفتم [ به ] « پتسدام » ، « 2 » به تماشاى عمارات « فردريك كبير » . يك ساعت با كالسكهء بخار راه بود . همراهان ، همه بودند . اوّل رفتم به عمارتى كه نزديك توقفگاه كالسكهء بخار بود ، موسوم به « تونپالس » ، « 3 » يعنى « عمارت شهر » .
از در كه داخل شديم ، طرف دست راست ، يك توپ « كرپ » بود . خود « كرپ » « 4 » كه 3 روز قبل وفات كرد ، « 5 » اين توپ را به اعليحضرت امپراتور حاليه پيشكش كرده [ است ] .
بعد رفتيم بالاخانه . تالارهاى متعدد ، [ كه ] بعضى از « سنگ مرمر » و برخى ستونهاى « يشم » و « سماق » داشت .
از تالار وسط راه داشت به اتاق كوچكى . ميز مدوّرى در وسط اتاق نصب بود . در وسط ميز ، سوراخ گردى تعبيه كرده بودند ، اما سوراخ باز نبود . تختهء مدوّرى در دهنهء سوراخ بود . گفتند : « فردريك كبير » ، هروقت مىخواست با كسى صحبت محرمانه بدارد ، يا كارى كند پوشيده از ديگران ، در اين اتاق مىآمد .
هامش
( 1 ) . پوشش اسب و فيل در جنگ ، بر گستوان .
( 2 ) .Potsdam .( 3 ) .Town Place .( 4 ) . آلفرد كروپ( Alfred Krupp )مخترع آلمانى ، كه در سال 1812 م . به دنيا آمد و در 17 ژوئيه 1887 م .
درگذشت .
( 5 ) . ناصر الدين شاه قاجار ، از ديدار تاريخى و مهم خود در روز 11 ربيع الثانى 1290 ه . ق . با او چنين ياد كند : « يك ساعت به غروب مانده ، رسيديم به كارخانه كروپ( Krupp ). مسيو كروپ ، خودش سر راهآهن آمده بود . شخص پير بلندقد لاغرى است . تمام اين كارخانهها را خودش به مرور ساخته است . دستگاه و كارخانههاى بخار مثل شهر عظيمى است . 000 ، 15 نفر عمله دارد كه به جهت همه خانه و نشيمن ساخته و خرج و مزد مىدهد . » ( سفرنامه ناصر الدين شاه ، 59 )