تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

مقدمه مؤلف

اين چند ورق ، حاصل روزنامچهء سفر مازندران است ، كه اين نمك‌خوارهء خيرخواه دولت شاهنشاه « اليت دارسىتاد » انگليسى ، سركردهء توپخانهء قاهره دولت عليهء ايران ، [ كه ] به رخصت « شاهنشاه » رفته‌ام و ديده و در محلّ خود هرچيزى را ثبت كرده كه مبادا فراموش شود يا تحريف به آن راه يابد ، اكنون به خاك پاى واقفان حضور عرضه مىدارم . و هرچه از « ميل » و « انحراف » راه و تشخيص و تعيين « سمت » و « جهت » كه در اين « 1 » روزنامه معروض مىگردد ، به امداد معروض مىگردد ، به امداد « قطب‌نما » و ساير « آلات رصد » ى كه لازم سفر « اصحاب هندسه » و « سيّاح » است ، مشخّص و معيّن شده و البته خلاف ندارد . آن‌چه از كافهء « 2 » « رعايا » و « برايا » « 3 » شنيده‌ام ، بى « زياده » و « نقصان » عرض مىكنم ، ان شاء اللّه . اميد كه لايق ملاحظهء « اقدس » و قابل مطالعهء مقدس « شاهنشاه » گردد .
هامش
( 1 ) . در اصل : درين ( 2 ) . كافه, ( Kaffe )جميع . ( 3 ) . برايا, ( Baraya )جمع « بريه » ، آفريدگان ، مخلوقات .