جناب « آقا » را مىكشيدند ، همگى پس از استحضار به « بارنج » آمده ، از زيارتشان كسب افاضه حاصل نمودند .
از تاثير مقدم شريفشان ، همين روز ، در شهر قيمت جميع « اسعار » كه خيلى ترقى كرده بود ، تنزل كرده ، فرج كلّى و اميد زياد براى قاطبهء فقرا و ضعفا حاصل شده ؛ از اين نعمت عظمى ، تشكر بىحد نموده ، بقا و دوام وجود فايض الجودشان را از خداوند خواهان بودند .
چون ساعت ورود را فردا در ساعت چهارم قرار داده بودند ، از اين جهت شب در « بارنج » توقف شد .
جمعه چهارم ماه جمادى الثانيه 1297 [ ه . ق . ]
امروز از « بارنج » به اتفاق مستقبلين زودتر حركت فرموده ، در ساعت چهارم روز به فرحى و اقبال ، در دولتسراى خاص خود نزول اجلال فرمودند ؛ و تمامى امتداد اين سفر خيريّت اثر 9 ماه و 9 روز اتفاق افتاد .
شكر خدا راست كه به حمد اللّه تعالى در خدمت اينچنين شخص بزرگوار [ ى ] به فيض زيارت « بيت اللّه الحرام » و لثم « 1 » سدد « 2 » سنّيه ائمه گرام - سلام اللّه عليهم اجمعين - نائل گرديده ، به وطن مألوف ، سالما و آمنا ، مراجعت شد .
خداوند لايزال وجود شريف آن جناب را كه ملجأ فقرا و ضعفاست ، از جميع آلام و اسقام « 3 » ، تا قيام قيامت محفوظ و محروس داشته ، در امن و امان خود مصون فرمايد . به حق محمد و آله الطيبين الطاهرين ، سلام اللّه عليهم اجمعين الى يوم الدين .
هامش
( 1 ) . بوسه دادن ، بوسيدن .
( 2 ) . آستانه ، درگان ، عتبه ، پيشگاه .
( 3 ) . جمع سقم ، به معنى بيمارى .