واپور كوچكى موسوم به « مارسيليا » « 1 » كه متعلق به كمپانيه و مخصوص براى اين كار بود ، در جائى كه اين كشتى لنگر انداخته بود ، آمده ؛ آنچه در كشتى بود ، به او حملونقل كرده ، به قدر يك ساعت در همه جاى رود « ريون » سربالا آمده ، در مقابل اسكله ايستاد .
مأمورين « سرحدّيه » در كنار رودخانه حاضر الوقت بودند .
در وقت بيرون آمدن از كشتى ، آحاد مسافرين را به دقت تمام با « تذكره » ملاحظه كرده ؛ اگر مطابق همان بليت و امضاى صاحبمنصبى كه در اسكلهء « باتوم » است ، بود ، اذن خروج مىدادند ؛ و الّا نگه مىداشتند .
بعد از آنكه هر مسافر « تذكره » را نشان داده ؛ به كنار رود قدم گذاشت و خواست اسباب و ما يحتاج سفر خود را بيرون آورد ، مأمور « گمرك » آنجا نيز نمىگذارد كه بدون رسيدگى از كشتى برداشته ، ببرد .
اشياء هر مسافر را بايد در « گمركخانه » به دقت تمام برسند و در اين باب زياد سخت مىگيرند و در « گمرك » هيچ شيئى را معاف نمىدارند ، حتى « ماهوت » و بعض اجناس « حرير » را هم كه حجاج به رسم سوغات همراه داشتند ، ممانعت مىنمودند .
باوجوداين نوع سختگيرىها ، عجبتر اين است كه چند نفر از حجاج ، چند پارچه اشياء نفيسه خريده ، در نزد خود احتياط اين موقع را نگاه داشته ، در توى متكا و بالش مخفى داشته بودند . وقتى كه به دست آمد ، همه آنها ضبط و محفوظ گرديد .
پس حجّاج نبايد از اين قبيل كارها بكنند . هست و نيست خودشان را آشكار بنمايند و پارچه و ماهوت و حرير و چائى را از حدّ اندازه زياد نخرند و ممكن است كه در « اسلامبول » همهء سوغات خود را خريده ، سربسته بهعنوان « طرانزت » « 2 » به ولايت خود بفرستند ، كه صرفه زياد خواهند برد .
ويس قونسول دولت عليه ايران ، مسيودگران ، مقيم « پوتى » ، تا محل توقف واپور
هامش
( 1 ) .Marsilia .( 2 ) . ترانزيت( Transit )، واژهاى است فرانسوى كه از لاتينى اخذ شده و بهمعناى عبور كالا از كشورى به كشور ديگر بدون پرداخت حق عبور است .