خلافى نكرده ؛ اگر حاكمى و شخص ثالثى مىشد ، « كاپيطن » را مورد مؤاخذه مىكرد زيرا قرار گذاشته بود [ كه ] در مدّت معين ، از اسكلهء « ينبع » به « بيروت » حجاج را برساند . 18 روزه آورد ، و بىجهت باعث تلفّيات « جانى » و « مالى » شد .
« پورت سعيد » شهر جديد البنائى است . در عرض 31 درجه و 16 دقيقهء شمالى و در طول 31 درجه [ و ] 18 دقيقه گرىنيج ، در ساحل « بحر سفيد » [ و ] جزو « آفريقا » واقع در انتهاى خاك « مصر » است .
از بناهاى « سعيد پاشا » فرزند مرحوم « محمد على پاشا » است ، كه در زمان اتصال دادن دو دريا در اول « كانال » ايجاد و آباد نموده و او را « در سعيدى » نام نهاده ؛ در مدت 16 سال ، به واسطهء تردّد كشتىها از « اروپا » به « آسيا » شهر [ ى ] زيبا و رنگين و نيكو و دلنشين شده ، طرز عماراتش به وضع « اروپا » و كوچ [ ه ] هايش بس دلگشا است .
7 كوچه در 7 كوچه طراحى كرده ، كه عمود به يكديگر واقع شده ؛ عرض هر كوچه 7 متر و از منتهاى هر يكى سطح دريا نمايان است . شبها ، كوچ [ ه ] ها و بلان « 1 » ها به چراغ روشن شده و همهء دكاكين و بازار ، تا صبح باز است .
معدن ارباب « حرفت » و « صناعت » و مجمع اصحاب « كسب » و « تجارت » است .
در دكاكينش ، هر نوع متاع از قبيل ظروف چينى و پارچ [ ه ] هاى فرنگى يافت [ شده ] و ارزان دادوستد مىشود .
در مركز شهر باغچهء باصفايى و در وسط آن مدور آبنمائى كه مملو از آب شيرين و محيط به درختان گل و رياحين است .
اهل شهر مركب از « ترك » و « روم » و بعضى از اهالى مختلفه است . السنهء اهل شهر قاطبا « عربى » [ است ] ، ولى « فرانسه » و « انگليس » نيز تكلم مىكنند .
قهوهخان [ ه ] هاى ممتاز و هوتلهاى مهمانخانه بىشمار دارد . در قهوهخان [ ه ] هاى اينها ، سازندگان « فرنگى » ، هريك به آلات طرب خوشآيندى در جاى مخصوصى كه « سن » گويند ، نشسته ، به خواندن و نواختن مشغولند .
بنده در ايّام توقف كشتى در لنگرگاه اين شهر ، شبى با دليلى بيرون آمده ، شهر را تفرج كرده ، و در يك « هوتلى » تا صبح مانده ، صبح به واپور برگشتيم .
يكى از كشتىهاى بخارى متعلق به دولت « سود » « 2 » و « نوروج » ، « 3 » كه سه سال بود
هامش
( 1 ) . گرمابه ، حمام .
( 2 ) . سوئد( Seweden ).
( 3 ) . نروژ( Noruege ).