است و به احتمال اينكه در خاك روم اغتشاش هست و شايد آن نوشتجات نرسيده باشد ، احتياطا سواد كاغذ مزبور را در جوف اين مراسله ارسال داشت .
ان شاء اللّه بعد از وصول ، معلوم اولياى آن دولت بهيّه و آن دوست خواهد شد كه مقصود اولياى دولت عليه رجعت دوستى و مواحدت دولتين بهيتين به حالت اولى است . . . » « 1 »
محمد شاه قاجار ، پادشاه بيمار ، درويش مسلك ، فاسد و بىدرايت و خرافاتى ، پس از آنكه فتنههاى مدعيان سلطنت را يكى پس از ديگرى فرونشاند ، نام و لقب افسانهاى محمد شاه غازى « 2 » را بر خود نهاد و براى انحراف افكار مردم قدرت و فرافكنى ، به پيشنهاد نظاميان جنگطلب و تشويقهاى پنهانى نيكلاى اول « 3 » ، تزار روسيه و سرپوش نهادن بر فقر و جهل و فساد حاكم بر كشور ، به اين فكر افتاد كه يك بار ديگر بخت خود را در سرزمين جدا افتاده از مام وطن - افغانستان - بيازمايد ؛ و صد البته انديشهء حمله به « قفقاز » و مناطق تاريخى و حاصلخيز « قفقاز » را در سر نمىپروراند ، چرا كه هم دربار قاجار به شدت هواخواه روس بود و هم حاجى ميرزا آقاسى ، صدر اعظم روحانى و صوفى جاسوس روسها بود و هم خود وى مىدانست سرنوشتى بهتر از پدرش عباس ميرزا نخواهد يافت و چه بسا كه حتى تبريز و زنجان و اردبيل را هم از دست مىداد .
جان ويليام كى « 4 » مىگويد :
« خيال برهم زدن سلطنت افغانستان هميشه در فكر محمد شاه بود و در محافل و
هامش
( 1 ) . اسنادى از روابط ايران و انگليس در عهد محمد شاه قاجار ، 102 - 103 . متأسفانه تصحيح اين اسناد مهم و تاريخى به شيوهء علمى و آكادمى انجام نشده و اشتباهات متعددى در آن مشاهده مىگردد .
( 2 ) . زن فاحشه ، لقمهء بزرگ ، ريسمان باز . نعت فاعلى از غزو ، بهمعناى مرد پيكار و با دشمن دين كارزاركننده ، مجاهد ، تاراجكننده . در تاريخ بيهقى گاهى كلمهء غازى را با سپهسالار توأم شده است و گاه با حاجب . هر پادشاه جنگجو را غازى گويند و بعضى از پادشاهان اين عنوان را بر روى سكهها بعد از واژهء شاه نگاشتهاند . در بعضى از ممالك ، مانند امپراتورى عثمانى ، با افزودن كلمهاى بر نوعى از سكهء طلا اطلاق مىگرديد ، مانند غازى خيرى ، غازى عتيق . اولين پادشاه مشهور با اين لقب سلطان محمود غزنوى بوده است .
( 3 ) ., Nicholas Iامپراتور روس ، كه بين سالهاى 1825 تا 1855 م . حكومت كرد . وى فرزند پل اول( Paul I )بود و در شهرTsarskoye( پوشكين امروزى ) به دنيا آمد .
( 4 ) .John William Kaye ..