بريده ، تراشيدند .
الحديث
« حياض » را در كتب معتبره ، از حدود « مشعر » شمردهاند ، ولى متعرض تحقيق آن نشده ، مهمل گذاشتهاند ؛ و در كتب لغت آنچه به نظر رسيد ، حدّى از براى « مشعر » به لفظ « حياض » مذكور نيست .
[ 7 ] عرفات . از اركان مناسك و اعمال « حج » ، يكى « وقوف به عرفات » است ، از ظهر روز « عرفه » تا غروب همانروز .
« عرفات » محلى است معروف و محدود از « بطن عرنه » و « ثويه » تا « ذو المجاز » .
« عرنه » ، بر وزن « همزه » ، موافق همان حديثى كه « ارتفعوا من ارض عرنه » ، داخل « عرفات » نيست .
و هكذا « ثويه » بر وزن « فعله » .
« ذو المجاز » ، به قول اهل لغت ، قديما بازارى بوده در يك فرسخى « عرنه » .
« نمره » كوهى است كه از « مازنين » خارج بشوى ، در دست راست ، در « بطن عرنه » پيدا است . او هم از « عرفات » است ، ولى داخل « وادى عرفات » نيست .
وقوف در اين حدود ، مستغنى از وقوف « عرفه » نخواهد بود .
پس « وادى عرفات » عرصهء وسيعى است كه به اين حدود از اطراف كوهها و تپ [ ه ] ها آنجا را مثل دايره فراگرفته ؛ فاصله « عرفات » تا « مكه » چهار فرسخ است ، بعضى اختلاف كردهاند كه زمين « عرفات » داخل « حرم » نيست .
آنجا را « عرفات » ناميدهاند ، به جهت اينكه « جبرئيل » « حضرت ابراهيم » - عليه السلام - را به اين مكان آورد و گفت : يا ابراهيم ، اينجا عرفات است . فاعرف مناسكك و اعترف بذنبك .
از اين وادى چشمه [ اى ] معروف به « زبيده » زوجهء « هارون » از سمت شرقى جدا شده ، داخل شهر « مكه » مىشود . آبش به قدر يك سنگ آسياب مىشود ، ولى « ثقيل » و « غليظ » است .
در بعض سنوات ديده شده كه آب اين چشمه ، از كثرت حجاج ، از جريان مىافتد .
بركهء بسيار بزرگ عميقى در نزديكى اين چشمه ساختهاند ، [ كه ] در « روز عرفه »