چنانچه مذكور شده ، خراب و كهنه است ؛ خصوصا نمرهء سيمى كه اطراف از چهارسو گشاد و گرد و خاك راه مسافر را خفه مىكند .
امتيازى كه اين رشته راه دارد ، اين است كه « حجّاج » هر قدر بار و ما يحتاج داشته باشند ، مطالبه كرايه نمىكنند ؛ و اين آثار خير از وقت مأموريت مقرّب الخاقان « حاجى ميرزا زمان خان » به كارپردازى « مصر » باقى ماند .
در حقيقت ، ثمرهء اين نيكوئى راجع به پاك فطرتى ايشان است . جزاه اللّه فى الدّارين خير الجزاء .
فى الجمله ، در ساعت مزبور حركت كرده ، بعد از 22 دقيقه به محطّهء اولى « قليوب » ، كه با راهآهن « اسكندريه » يكى است ، رسيده ؛ و بعد از اين ، استاسيون « پلى » است . همينكه از آن عبور شد ، اين رشتهء راهآهن « سويس » از خط راه « اسكندريه » جدا مىشود ، يعنى راه به سمت يسار منحرف مىشود .
بعد از زمانى قليل ، به محطّه دويّمى مسمى به « نوا » رسيديم . بعد از آن ، محطّه « شين القناطر » « 1 » است ، كه در كنار نهر « اسماعيليّه » واقع است . محطّهء چهارمى « بلبيس » « 2 » است . آبادانى كوچك دارد .
محطّه پنجم « يقازيغ » « 3 » است .
قصبهء بزرگ و معمورى است . هفته [ اى ] يك روز ، مردم از حول و حوش به اينجا آمده ، خريد و فروش كرده ، مىروند . همين روز ، روز بازار ايشان بود .
كارپرداز « مصر » در مشايعت جناب « آقا » ، تا اين « محطه » تشريف داشتند . در اين نقطه ، رسم وداع را به جا آورده ، مراجعت نمودند .
محطّهء ششمى « ابو حمّاد » « 4 » است . هفتمى « تل كبير » « 5 » . از محطهء « ابو حماد » تا « سويس » ، بيابان ريگستان است . اثرى از آبادانى نيست . اكثر اوقات ، تندباد ريگ صحرا را جمع كرده ، خط راهآهن را مىكروشد . « 6 » مستحفظين بسيار كه مأمور پاك كردن راه
هامش
( 1 ) . شبين القناطر( Shinbin al Qanatir )، شهرى است كوچك در استان الشرقيه( Ash sharqiyah )مصر .
( 2 ) . بيلبيس( Bilbays )، شهرى است در كنار يكى از شعبات رود نيل از توابع استان الشرقيه مصر .
( 3 ) . الزقازيق( Az - zaqaziq )، شهرى است در شمال شرقى مصر و مركز استان الشرقيه در 85 كيلومترى ( 53 ميلى ) قاهره . اين شهر در سال 1996 م . 351 ، 267 نفر جمعيت داشته است .
( 4 ) .Abu hammad .( 5 ) .At - tall al - kabir( 6 ) . احتمالا مىخروشد بوده است . بالاى « ك » حرف « ح » و بالاى « ش » حرف « م » گذاشته است .