از فيضان « 1 » آب « نيل مبارك » است .
سكنه آن اغلب اوقات از دو مرض آسوده نيستند :
اولى : طاعون ، كه گاهگاه شيوع مىيابد .
دويمى : درد چشم ، كه از شدت درد ، بعضىها نابينا هستند . گويند جهت درد چشم ، از خاك و ريگ رقيق آنجاست .
شهر حاليهء « مصر » در كنار « رود نيل » ، در محلّى وسيع واقع است . از وسط شهر ، در روى رود ؛ « پل آهنى » خيلى خوبى ، « خديو » سابق ، « اسماعيل پاشا » ساخته است ؛ در 11 متر عرض و 408 متر طول .
مذكور نمودند [ كه ] 8 پل به همينطورها در روى نهرهاى منشعب شده از « نيل » ساخته شده است .
اين « خديو » در ايّام سلطنت خود ، به آبادى شهر و وسعت آن خيلى افزوده [ است ] ، از جمله 600 كوچه از نو بنا گذاشت ، كه عرض هريك 35 متر مىشود ، همه « سنگفرش » و « سايهدار » ، از درختانى كه « سول » نامند .
همه را در روى يك خط مستقيم كاشتهاند ، كه سايه به هر طرف انداخته است .
مذكور بود كه تعداد اين درختان « سول » 000 ، 40 است ، كه قيمت هر يكى به يك جينهء مصرى تمام شده [ است ] .
حسن اين درختان « سول » ، غير از « سايهدارى » اين است كه در عرض سال ، همهء اوقات « سبز » و « خرّم » است ؛ و در هنگام « ربيع » گل معطرى دارد كه فضاى شهر را پر از عطر مىنمايد .
اين آبادى و عمارات به طرز « اروپا » ، همه در سمت غربى شهر است . سمت شرقى و جنوبى ، هنوز به سياق قديم باقى است .
عمارات « مصر » همه از سنگ و آجر است ، و بدين واسطه از صدمهء يانقون مصون مانده [ است ] .
البسهء « اعيان » و « اشرف » شهر ، همان لباس معمول « فرنگيان » است ، ولى تجّار لباس « عربى » مىپوشند . مابقى اهالى كه « زارع » و « فلّاح » هستند ، تنها پيراهن بلندى و عبائى در بردارند و اغلب « كفش زرد » مىپوشند .
هامش
( 1 ) . ريزش آب ، لبريز شدن ، ريزش .