از اتفاقات تعجّبآميز اين سفر آنكه ما بين يكى از اين توقفگاهها ، يك نفر از مسافرين « قرهباغى » از واگون پايين آمده ، مشغول صحبت و تماشا شد . وقتى خبردار شد كه زنگ سيمى را زده ، به راه افتاد ؛ از پشتسر واگونها ، كلاه خود را برداشته ، داد مىزد : « او عمو ، قدرى آهسته ببر ، تا من آمده برسم ! »
به همان حالت كلاه در دست داشت ، كه از شدت سير ، در اندك زمانى از نظر محو شد .
و ديگر بايد بليت خود را خوب محافظت كرد ، كه اگر گم شود ، قيمت بليت را مع شىء « 1 » زايد خواهند گرفت .
از « تفليس » تا « پوتى » 292 « ورس » است كه ما بين آن 22 « استاسيون » دارد . در بعضى مواقف « نهارخانه » و « قهوهخانه » درست كردهاند ، و ما يحتاج مأكولات از هر قبيل يافت مىشود .
ما بين هر « استاسيون » از 10 « ورس » الى 30 « ورس » است ، و اسامى آنها از اين قرار است : [ 1 ] تفليس « 2 » [ 2 ] اوچال [ 3 ] فحط [ 4 ] قسانقا [ 5 ] قاسبيل « 3 » [ 6 ] كراگال « 4 » [ 7 ] غورى « 5 » [ 8 ] قارلى « 6 » [ 9 ] عوم [ 10 ] مخائيلوء [ 11 ] سورام « 7 » [ 12 ] بولى [ 13 ] بىجىتوبن « 8 » [ 14 ] بلهگورى [ 15 ] قودىرىله [ 16 ] كوتايس ، « 9 » با كاف عربى [ 17 ] سام تريدى « 10 » [ 18 ] نوهسواقى [ 19 ] چيلاديد [ 20 ] پوتى .
اين راهآهن را قونپانيهء « 11 » « انگليس » در سنه 1863 [ م . ] شروع كرده و در سنه 1872 [ م . ] به راه انداخت . دولت « روس » بعد از انجام يافتن آن به 23 « منات » « 12 » خريده ، حال متعلق به دولت « روس » است .
از « تفليس » تا « پوتى » خط راهآهن در روى يك رشته راه است ، كه ذهاب و اياب به آن در شبانهروزى دو بار حركت مىشود .
در حقيقت ، زحمات بسيار كشيده ، تا به انجام رسانيدند . اغلب جاها ، كوه و درّه و جنگل و جاهاى سخت است ، [ به ] خصوص از توقفگاه « ريون » تا « پوتى » كه همه
هامش
( 1 ) . با شىء ، با چيز .
( 2 ) .Tbilisi( 3 ) .Kaspi( 4 ) .Gargali( 5 ) .gori( 6 ) .Kareli( 7 ) .Surami( 8 ) .Bezhatubani( 9 ) .Kutaisi( 10 ) .Samtredia( 11 ) . كمپانى .
( 12 ) . در اصل : مناط