اولا شرط عمومى است كه هر « مكلّف » بايد « تقليد » نمايد به يك نفر « مجتهد جامع الشرايط » ، كه عمل بدون تقليد لغو و بىثمر است ، اگرچه مطابق « شرع مقدس » باشد .
تحصيل مجتهدى كه موافق ما امر اللّه و حاكى مضمون حديث شريف « انظروا الى رجل قدروى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا » باشد ، از اصعب امورات است .
« مجتهد » آن است كه مطابق نص حديث و تصديق عالم حقيقى بوده ، به خلاف ما امر اللّه حكم ننمايد و در مسند شريعت به « غصب » و « خلاف » متمكن نباشد ؛ نه اينكه به اجماع عوام و خلف مرده و تصديق اعاظم و اكابر واجب الحرمه و مسموع الكلمه گردد و در جاى بلند كه دسترس هر خس نيست ، تمكن نمايد .
[ بيت ]
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسباب بزرگى همه آماده شود
بعد از تحصيل « مجتهد جايز الفتوى » ، مكلّف را لازم است كه آداب و مناسك حج را موافق فتواى آن ، با مسائل لازمه بياموزد ، تا در حين اشتغال به عمل حج در مسائل مختلف فيه معطّل نماند .
اجمالى علماء است كه « لحن » در « قرائت » از شخص « غير قاصر » ، مبطل نماز است . عوام بيچاره را مىبينى كه در تمامى عمر ، پاپى قرائت « نماز واجبى » خود نشده ، با كمال اطمينان نمازش را خوانده ، ولى در صلوة « طواف نساء » محض به جهت تحصيل مرام دنيوى پاپى و مايل است كه به شخص « صحيح القرائت » اقتداء نمايد ، بسيار محل تعجب و حيرت است ، شخصى كه « مسجد خيف » را بعد از « تلقين » و « تكرار » بسيار درست نتواند ادا نمايد ، گاهى « قيف » و گاهى « خيك » گويد ؛ چگونه پاپى اصلاح « قرائت » نماز خود نشده ، اعمال خود را « صحيح » و « مقبول » مىداند .
ثانيا شخصى كه بعد از تمهيد مقدمات « استطاعت » روبه درگاه حق گذاشت ، بايد حواس خود را مشغول اعمال خود سازد و خيال خود را در نزد اهل و عيالش نگذارند و با كمال دقت به اعمال واجبى اشتغال ورزد تا اينكه اعمال و مناسك « حج » با چندين زحمات و رنج « هدر » و « بىثمر » نباشد .
و يكى هم خرج راه خود را به خيال « منفعت امتعه تجارتى » نخرد ، كه در گمرك