در تابستان و نيامدن ناچار يكى از اين دو زراعت خراب خواهد شد . و بسيار كم است كه هر دو زراعت در يك سال خوب بشود و آفت به يكى از آنها نرسد .
و در اين شهر برف و يخ به هم مىرسد و برف بيش از يخ است . بعضى سنوات به گيلان برف بسيار مىآيد و بعضى سالها هيچ نمىآيد . و عقيدهء اهالى اين است كه هر سال برف زياد بيايد آن سال نوغان و برنج خوب و امراض كم است . و همينكه برف آمد در بلنديها و تلها گودالها به وضع يخچال ، درست كردهاند ، برف را به محض آمدن به زمين در آن گودالها مىريزند و روى آن را با علفى كه موسوم به كرف و طبعا سرد است ، مىپوشند و بر روى او خاك مىريزند . آن علف برف و يخ را از گرما حفظ مىكند و در تابستان به كار مىبرند . و هر سال كه هيچ برف نيايد درختان دو سه دفعه شكوفه مىكنند و دو دفعه بار مىدهند ، و برف و يخ بسيار كم مىشود و بر مردم در تابستان سخت مىگذرد . و به جهت اعيان از كوه دلفك كه نزديك رحمت آباد عمارلو است ، يخ و برف حمل به شهر رشت مىنمايند .
بازرگانى گيلان
متاع گيلان كه تجارت مىشود كلية برنج و ابريشم است .
و شعربافى و گلدوزى نيز متداول است كه به خارجه و داخله مىرود . و بعضى قراء ابريشمكشى را خيلى خوب مىكنند . و حاجى محمد حسن امين دار الضرب تازه در كنار رود كلاسهرود كارخانهء ابريشمكشى ساخته كه عجالة در نهايت امتياز است .
و وزن متداول گيلان من شاه است . و از روسيه نفت و غيره كه مىآورند معامله به پوت روسى است كه پنج من و نيم تبريز باشد . و معاملهء ميوهجات و كاه و علف و هيزم و زغال و غيره بارى است به وزن نيست . و برنج به كيل « 21 » معامله مىشود .
و كيل آنها به اختلاف است . بعضى بلوكات كيلش يكمن شاه است و بعضى جاها نيممن قدرى بالاتر است و قوتى آنجا چهار كيل است به كيل جديد .
و كيل بعضى بلوكات يكمن و كسرى بوده است كه قوتى آنكه چهار كيل است قريب سهمن به وزن شاه مىشود .
و بعضى بلوكات از قبيل رانكو [ ه ] و پشمچاه لاهيجان ، كيل آنها نيممن و كسرى است كه يك قوتى او كه چهار كيل است دومن و نيم شاه مىشود .
هامش
( 21 ) - پيمانهاى است براى توزين .