جهان چون خط و خال و چشم و ابرو است * كه هرچيزى به جاى خويش نيكو است
حركت از طرابوزان
همه قسم صحبت كرديم و يك ساعت به غروب مانده به واپور آمدم . و پسرهاى ميرزا حسين خان كه معقول و زباندانند ، با چند نفر از تجار به مشايعت ، ميان واپور آمدند . و سه ساعت از شب جمعه گذشته واپور از طرابزن حركت كرد و صبح روز جمعهء چهارم شهر ربيع الاول يك ساعت از روز گذشته ، محاذى باتوم رسيد . كه از طرابزن با واپور آتشى تجارتى هشت ساعت الى نه ساعت راه است . و از اسلامبول تا باتوم پنج شب و سه روز و كثرى طول كشيد .
باتوم
و قبل از ورود واپور به لنگرگاه ، كپيتان اذن دخول سرنشينها را خواست . ابتدا حكيم روسى قرانطين متوقف باتوم ، آمد و نوشتهء صحتنامه كه از حكيم سفارت روس مقيم اسلامبول در دست داشت ديد و سلامت اهل كشتى را فهميد آن وقت اذن دخول سرنشينها را داد . و اگر اهل واپور سلامت نباشند يا واپور از حكيم سفارت روس مقيم اسلامبول نوشتهء صحتنامه نداشته باشد ناچار سرنشينها در وسط واپور ، پنج روز قرانطين خواهند ماند .
بعد از اجازهء حكيم قرانطين باتوم مواظبين عمل تذكره در همان وسط واپور از اشخاص مطالبهء تذكره كردند . هركس كه تذكره نداشت مراجعتش مىدهند و هركس تذكره در دست داشت بعد از گرفتن تذكرهاش به جاى تذكره ، نوشتهء اذن دخول به او دادند . و تمام تذكرهها را از مردم گرفتند و روز ديگر اشخاص صاحب تذكره در اداره رفتند و آن نوشتهء اذن دخول را نموده تذكرهء خود را صحه گذاشته دريافت داشتند . و از بابت حق [ صحهء ] تذكره ، يكى يك منات از حجاج گرفته شد .
روز [ جمعهء ] چهارم شهر ربيع الاول صبح وارد شهر باتوم شديم و روز شنبهء پنجم را در باتوم توقف نموده و روز يكشنبهء ششم در سراستاسيون كالسكهء بخار آمديم كه روانه شويم . گمركخانهء باتوم در همين سراستاسيون كالسكهء بخار است و تفصيل آن از اين قرار است :
وضع گمرك در روسيه
كلية در مملكت روسيه هر متاعى كه داخل شود ، در اول نقطهء ورود ، گمرك گزاف از او مىگيرند و هر متاعى كه خارج گردد گمرك نمىگيرند . و چون كمال سعى و اهتمام در آبادى باتوم دارند ،