نيست و اين بحر را بحر قلزم و بحر نوبهاش نيز مىگويند . و قلزم اسم شهرى است كه در كنار همين دريا بوده و از مصر تا آنجا سى فرسنگ مسافت داشته و سابقا از مصر به مكه مىرفته .
بعد از وصول به شهر قلزم دو راه بوده يكى از طرف دريا يكى از طرف خشكى .
راه خشكى پانزده روزه به مكه مىرسيده . بعد از آنكه آب آنجا را گرفت و خراب شد سويس آبادان گرديد .
و نوبه و حبشه نيز در كنار ساحل همين بحر است و اين بحر متصل مىشود به بحر هند كه بحر اخضر باشد و از آنجا به بحر عمان مىروند . و در اغلب جاهاى اين دريا يسر سفيد و سياه و مرواريد و مرجان بسيار ، و درياى پرمنفعتى است .
جبل الردوه
و از ينبع بيست و هفت ميل كه گذشت در طرف مشرق ، ساحل نزديك شده و كوهى نمايان گشت كه موسوم به جبل الردوه است ، اما محل توقف كشتيها نيست و آبادى ندارد .
طور سينا
روز سهشنبه دوم ماه صفر در بين راه بوديم و چهارشنبه سوم سه ساعت از دسته گذشته ، واپور در وادى طور سينا كه در هذه السنه محل قرانطين بود لنگر انداخته ، و ابتدا كپيتان به محافظين قرانطين اطلاع داد . آن وقت ده دوازده قايق دولتى به پاى واپور آمده حجاج را حمل كردند بدون گرفتن وجه كرايه ، اگرچه قايقچيها به اسم انعام از حجاج يكى نيم قروش و يك قروش گرفتند ، اما به اندازهء كرايه نمىشد ، و در خشكى پياده نمودند . لب اسكله عمارت دولتى ساختهاند كه غالب اطاقهاى آن به وضع انبارها و تالارهاى بسيار وسيع است .
قرنطينه
و عملجات قرانطين از اين قرار است :
حكيمباشى ، يك نفر . حكيم ، دو نفر . ناظر ، يك نفر . معاون ناظر ، يك نفر .
نويسندهء محاسب ، يك نفر . صاحبمنصب نظامى كه محافظ مىگويند ، يك نفر .
عسكر پياده ، دويست نفر .
و اين عسكرها نمىگذارند حجاج متفرق شوند . همينكه همگى اهل يك واپور در جلو خان عمارت جمع شدند ، اطلاع مىدهند كه حجاج بيايند و بليت بگيرند و داخل قرانطين شوند . در يكى از اطاقها ناظر و معاون ناظر و نويسنده نشسته و بايد تمام حجاج به آنها نفرى يك ريال و ربع فرانسه بدهند و بليت بگيرند . و از