نيم فرسخ زمين هموار بود . در سر اين بلندى هموار كه رسيديم هوا ده درجه تفاوت كرد ، و معاينه ديده مىشد كه آن سمت گرمسير و اين سمت سردسير است .
چنانچه مكرر ديده شده هرجائى كه اختلاف هوا دارد يك گردنه فاصله است ، و آنطرف گردنه كه گودتر است گرمتر است و آنطرف كه بلندى است سرد است .
مثل اينكه در گردنهء طاقگرا « 2 » همينكه از گردنه پائين رفتى و به پاى طاق رسيدى علانيه محسوس مىشود كه در گردنه و اين طرف گردنه كه بلنديست سردسير و پاى گردنه كه گودى است گرمسير است . و هكذا از شيراز كه طرف بوشهر مىرود ، گردنهء سختى است كه خيلى به گودى مىرود ، و در آنجا هم اختلاف هوا محسوس است ، بالاى گردنه بالنسبه سردسير است و پائين خيلى گرمسير است . و كذلك از كرمان به خبيص نيز گردنهايست كه اين طرف و آن طرف گردنه تفاوت هوا محسوس است و گردنهء خزران هم همين حالت را دارد .
از گردنه كه گذشت و سرازيرى را طى كرد به پاچنار كه آخر سرازيرى است رسيد معاينه اختلاف هوا را مىبيند ، در اوايل و اواسط گردنه سردسير است و در اواخر سرازيرى گرمسير است . و مدينه و اطراف آن نسبت به مكه و اطراف آن سردسير است و خيلى اختلاف هوا دارد و از اينجا اختلاف هواى آنها محسوس مىشود . بارى همهجا دور و نزديك كوه بود تا به بئر عباس رسيديم . عباس جد نصار است كه نصار از مشايخ حرب و الان زنده و در حمراء و صفراء مسكن دارد .
بئر عباس
بئر عباس چاهى است كه آبش شيرين و خوشگوار است ، و عمقش بيست و سه ذرع و قطرش نه ذرع است . و تمام چاه را با سنگ چيده و بالا آورده و از سنگ پله درست كردهاند كه به قعر چاه مىتوان رفت . و در كنار او قلعه خرابهايست از سنگ و آهك و سابقا محل عسكر دولتى بوده است . و چند دكان سنگى است كه علف و خرما مىفروشند .
حركت از بئر عباس
روز دوازدهم شهر محرم الحرام از بئر عباس حركت نموده و عازم [ بئر ] شريوف شده . از بئر عباس تا بئر شريوف نه فرسخ است كه شتر قطار شانزده ساعت راه مىرود . سه ساعت از بئر عباس گذشت در ميان دو سلسله جبال سنگلاخ افتاده ، به فاصلهء چهار ساعت ديگر رسيد به چاه آبى كه موسوم به بئر روحاء بود . و هشت ذرع دهنهء آن چاه و بيست و هفت ذرع عمقش
هامش
( 2 ) - منظور مؤلف گردنهء پاطاق بين كرند و سرپلزهاب ، راه كرمانشاه - قصر شيرين . مص .