عرفه نمودند .
علت انداختن عرفه به جمعه
و اينكه سنيها اصرارى دارند كه عرفات [ به ] جمعه بيفتد يكى به واسطهء آنست كه دريافت حج اكبر كنند و يكى به جهت آنكه اگر عرفات به جمعه بيفتد قضات هم از دولت علاوه وظيفه دارند [ و ] هم از بابت حج اكبر نذر و نيازها بيشتر مىشود . در هر هفتاد سال ده مرتبه بايد عرفات به جمعه بيفتد « 14 » ، اينها به همين ملاحظات هر سه سال عرفات را به جمعه مىاندازند . و در اين سال نيز عرفه را به جمعه انداختند و غروب آفتاب روز جمعه از عرفات حركت كردند و شريف و پاشا نيز متابعت آنها كرده و و رفتند . و شيعهها كه قريب شش هزار مىشدند و بيشتر رعيت دولت ايران بودند ، چون هيچكس ماه را نديده بود ، روز شنبه را عرفه كردند .
اقامت يك شبه در عرفات
و شب شنبه را در عرفات وقوف كردند . قونسول دولت ايران از شريف و پاشا به جهت محافظت حجاج ، عسكر و كشيكچى خواستند . و آن شب را از ترس آسيب دزد تا صبح كشيك حجاج را كشيدند و يك دفعه چند نفر عرب در چادرى ريخته اسباب خيلى جزئى بردند و دو شتر هم از حملهدارها برده شد . و به جهت حق الزحمهء عسكر و كشيكچيان آن شب ، قونسول از حجاج رعيت خود قريب چهار صد ريال فرانسه كه قريب دويست و سى تومان پول ايران است گرفت .
مشعر
بارى روز عرفه بعد از غروب آفتاب ، حجاج از عرفات حركت مىكنند و سه ساعت از شب رفته به مشعر مىرسند .
مشعر نيز ودايى است كه در پاى كوه واقع شده و آب و آبادانى ندارد . و مزدلفه نيز همين مشعر را مىگويند .
بعد از آنكه سه ساعت از شب عيد رفته به وادى مشعر رسيدند مىروند در دامنه و بغل اين كوه نزديك ، سنگ براى رمى جمره جمع مىكنند . و بايد سنگ رمى جمره از سنگ وادى مشعر باشد . بعد از مراجعت از جمع كردن سنگ ، چون شب است و هوا خوش ، ديگر چادر نمىزنند و در سر اسباب و اموال خود اغلب مى - خوابند . و تا اول آفتاب روز عيد از واجبات است كه بايد در مشعر بود .
هامش
( 14 ) - اصل : جمعه به عرفات بيفتد .