تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
سلطان احمد خان اول است ، بنا شده و در سنهء يك هزار و بيست و پنج به اتمام رسيده است ، كه در همين سال سلطان احمد خان وفات يافته . گويند سلطان احمد خان بعد از اتمام مسجد ، چند دفعه در اين مسجد نماز كرده و وفات يافت . و اينجا هم وقفيات بسيار دارد . و مقبرهء سلطان احمد خان نيز در جنب همين مسجد است و سلطان حاليه ، تازه مسجد را تعمير مفصلى نموده و عجالة اغلب سلطان در اين مسجد نماز مىخواند . و در وسط مسجد مرتبهء بالا ، غرفه‌ايست از سنگ كه محل نماز سلطان است و مأمومين ابدا او را در وقت نماز نمىبينند .

ديكيلى تاش

و در يك طرف اين مسجد ميدان اسب‌فروشى است كه مشهور به ات‌ميدان [ است ] ، و در وسط آن ميدان سنگى است كه تكلىداش « 20 » مىگويند . ابتدا پايهء مربعى از سنگ و آهك بالا آورده ، و اين پايه چهار ذرع مى - شود . روى اين پايهء سنگى از پاره [ اى ] فلزات ، چهارپايهء برجسته درست كرده‌اند . و بر روى اين چهارپايهء فلزى برجسته ، سنگى يك پارچه نصب است ، كه چهار ضلع دارد و مخروطى بالا رفته ، و قطرش قريب شش ذرع ، و ارتفاعش دوازده ذرعست . و در هر طرف اشكال حيوانات و طيور مرتسم شده . اين اشكال هم شبيه به اشكال بتكد [ ه ] هاست . و در مقابل تكلىداش مناره [ اى ] از سنگ پارچه پارچه ساخته شده و با آهك جفت‌گيرى كرده‌اند كه ارتفاع آن زياد بوده و اكنون چهارده ذرع ارتفاع دارد . و اين دو از بناهاى قديم است و مىتوان گفت اينها قبل از آنكه اهالى اسلامبول نصارى شوند بنا شده است .

موزهء ينىچرى

و در وسط همين ميدانى كه در جنب مسجد سلطان احمد است ، عمارتى است كه موزهء ينكىچرى « 21 » مىگويند و همه كس را براى تماشاى مىگذارند بلكه ترغيب و تحريص به جهت تماشا رفتن مىكنند . ابتدا درب عمارت نفرى يك قروش ساق كه قريب سىصد دينار باشد مىگيرند ، بعد وارد عمارت شده تا به مرتبهء بالا مىرود . سه اطاق عريض و طويل است و صورتهاى مهيبى از موم با لباس و اسلحه درست كرده‌اند ، همه به حالت سلام سلطنتى ايستاده‌اند ، بعضى با عمامه و برخى با كلاههاى بزرگ درازند . و اين طايفهء ينكىچرى ابتدا
هامش
( 20 ) - ضبط مؤلف ناصحيح و « ديكيلىتاشDikilitash" صحيح است . ( 21 ) -Yenicheriمحتملا مؤلف به علت عدم آشنايى با خط عثمانى « ينى » را « ينكى » خوانده است .
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى ) — صفحة 110 | محمد حسين بن مهدى فراهانى / مسعود گلزارى