تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و مقصودم از ايراد اين حكايت اينست كه اشخاص شراب‌خوار رازدار نخواهند شد اگرچه مقتضى حزم اين است كه انسان راز خويش را با احدى ظاهر نكند اعم از شرابخوار و غيره
« فانما رجل الدنيا و واحدها * من لا يعول فى الدنيا على رجل . » ايزد كه كرد عقل تو گنجينهء نهان * سى و دو قفل ساخت تو را بر در دهان دانسته [ اى ] كه اين همه قفل از براى چيست * تا گنج خانه را نگشائى به هر زمان
« كل سر جاوز الاثنين شاع » را نسبت به حضرت امير المؤمنين على عليه السلام داده‌اند . و حقيقتة همين‌طور است كه فرموده‌اند : « سخنى در نهان نبايد گفت ، كه بر انجمن نشايد گفت . » از افلاطون پرسيدند : ضعيف‌ترين مردم كيست ؟ جواب داد « آنكه از كتمان سر خود عاجز آيد . »

حركت از طرابوزان

بارى قريب به غروب از طرابزن به واپور آمديم . پسرهاى حاجى ميرزا حسين خان با جمعى از تجار تا دم اسكله مشايعت كردند . و حاجى سيد على آقاى ميزبان با چند نفر تاجر ديگر تا واپور آمدند . واپور اول مغرب حركت كرد و ساعت هفت و نيم از شب سه‌شنبه بيست و دو گذشته در بندر گيرسون « * » رسيده و آنجا واپور لنگر انداخت و قريب يك ساعت توقف كرده بار داد و گرفت .

بندر گيرسون

گيرسون « 5 » از بنادر مديرنشين و از توابع طرابزن است ، و قريب دو هزار خانوار سكنه دارد كه هفت هشت هزار جمعيت آن مىشود و لنگرگاه آن بسيار بد است .

بندر اردو

و از گيرسون كه راه افتاد روز سه‌شنبه يك ساعت از دسته گذشته وارد بندر [ ى ] موسوم به اردو « 6 » شد و در آنجا لنگر « 7 » انداخت و بار داد و پست گرفت . و در بين راه بندر گيرسون و بندر اردو ، بندر كوچكى است
هامش
( * ) از بندر طرابزن الى بندر گيرسون 68 ميل است ( حاشيهء متن ) . ( 5 ) -Giresun( 6 ) -Ordu( 7 ) - اصل : لنگرگاه .
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى ) — صفحة 97 | محمد حسين بن مهدى فراهانى / مسعود گلزارى