اين دريا مىشود آب آن از آب درياهاى ديگر شيرينتر است ، از اين جهت ماهى آن تعريف ندارد و درياى بىمنفعتى است . مرواريد و مرجان و غيره ابدا در او يافت نمىشود . گويند مجمع البحرين « 2 » كه در قرآن مجيد اشاره به او شده در همين بحر است .
سفر دريا
اول شب كه راه افتاديم هوا بسيار ملايم بود و واپور در نهايت آسودگى مىرفت . قول باسلوس حكيم خاطرم آمد كه مىگويد « از غرق كشتى آن زمان انديشه كنيد كه خوش و آسوده مىرويد . » دو سه ساعت كه از شب گذشت باد برخاست [ و ] هوا تيره و تار شد . دريا چنان موج گرفت كه آب به اوج كشتى مىآمد . غالب مردم افتادند و بناى آه و ناله نهادند . ملا رضاى استرابادى را كه از علماى استرابادش مىدانند ، در آن حال دريا گرفته و افتاده و مىگفت : اين چه مكه بود كه آمدم ، كاش بعد از مردنم حجه مىخريدم و اين زحمات را خود نمىديدم . يكى از ملكدارهاى خراسان كه بيشتر زراعت و منفعت آن از پنبه است در آن وقت مىگفت : اى محلوج ، كاش تخمت برافتاده بود كه مرا واجب - الحج نمىكردى . بههرحال اول طلوع صبح هوا ملايم شد [ و ] طوفان نشست . از باتوم الى طرابزون « 3 » با واپور آتشى هشت نه ساعت راه بيشتر نيست ولى به جهت طوفان و به ملاحظهء اينكه روز « 4 » وارد لنگرگاه طرابزون شود خيلى آهسته حركت كرده و دو ساعت از آفتاب گذشته در كنار طرابزون لنگر انداخت .
بندر طرابوزان
طرابزن مخفف طرابزون و در كتب طرابزون و اطرابزنده نوشتهاند . و به روايتى لشكر اردشير بابكان قريب به اين مكان آمد و لشكريان او در ميان جنگل ، عسل بسيار يافتند و از آنها خوردند معلوم شد سم در آنها بوده ، و خيلى از لشكريان بدين واسطه تلف شدند .
رسم واپورات تجارتى در ورود به طرابزن اين است ، كه به اقتضاى فصل و كار و بارشان هشت ساعت يا دوازده يا بيشتر در اين بندر توقف مىكنند . بعد از آنكه
هامش
( 2 ) - منظور آيهء 60 است از سورهء الكهف ، 18 :« وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً ».
( 3 ) -tarabuzan - tarabuzan - trabzonبندرى است در ساحل جنوبى درياى سياه كه از سال 1204 الى 1461 م . پايتخت امپراتورى بود كه توسط كمننوس بنياد گذاشته بود .
( 4 ) - اصل : دوز .