محمد على خان ، يكى از اشراف و عمال محلههاى دزفول ، و نيز توصيف حسنعلىخان افشار از خانه آقا محمد جواد دزفولى در كتاب حاضر « 1 » ، بيانگر ميزان ثروت اين طبقه است . دوبد مىنويسد :
به محل اقامتم كه عمارت بسيار وسيعى به همان سبك اقامتگاه شوشتر بود راهنمايى شدم . از خصوصيات ويژهء آن داشتن اتاقهاى بزرگ در زيرزمين و ايوانهاى وسيع در طبقات بالا بود . « 2 »
در ميان طبقهء اشراف رقابت و كشمكش شديدى وجود داشت كه در گزارشهاى موجود بازتاب گستردهاى يافته است و خود عامل بسيار از رويدادهاى تاريخ اين مردم مىباشد . تضاد ياد شده چنين توصيف شده است :
سكنهء شوشتر تحت رهبرى رؤسا و خوانين هستند . اينان اغلب با هم اختلاف دارند و در نتيجه اين اختلافات منجر به جنگ و خونريزى مىشود . تمام خوانين با هم رقابت مىورزند و حكمران دولتى نيز آنان را عليه همديگر تحريك مىكند . خوانين دزفول هم مانند شوشتر هر يك مىتوانند تعداد كمى مرد مسلح بسيج كنند و هر كدام در محلهء خود از اختيارات نامحدودى برخوردار هستند اينان هميشه با هم اختلاف دارند و بطور دائم هر روز آرامش شهر را به هم مىزنند . « 3 »
از آنجا كه گرايشهاى مذهبى در شهرهاى شمال خوزستان ، بهويژه در شوشتر و دزفول ، پيشينهاى دراز دارد ، قشر علما همواره صاحب نفوذ بودهاند و به صورت دودمانهاى بزرگ و برجسته - دودمان سادات جزايرى در شوشتر - و يا با پيدايش شخصيتهاى پرنفوذ و صاحب رأى - شيخ محمد طاهر دزفولى - در جريانهاى تاريخى دست داشتهاند . لايارد نفوذ اين طبقه را بهتر از هر گزارشگر ديگرى توصيف كرده است :
مردم شوشتر از نظر مذهبى متعصبند و سرسختانه به مسائل دينى و عقيدتى تظاهر مىكنند . « سيد » و « ملا » در بين آنان از نفوذ و احترام فوق العادهاى
هامش
( 1 ) . نك : متن ، ص 95 .
( 2 ) . دوبد ، كلمنت آگوستوس ، سفرنامه لرستان و خوزستان ، ص 349 .
( 3 ) . لايارد . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص ص 73 - 74 .