اهميت مسئلهء بروجرد آگاه بود كه شاهزاده خانلر ميرزا را با وجود ناآرامىهاى مازندران ، بىدرنگ و بىآنكه شاه جوان را تا پايتخت همراهى كند ، در سياهدهن قزوين رهسپار بروجرد ساخت « 1 » . بااينهمه در بروجرد رخدادهايى روىداد كه تا يكسال پساز ورود اين شاهزادهء نيرومند فروكش نكردند . اين رخدادها كه باتوجه به شرايط آنروز ، روى دادنشان گريز ناپذير بود به گزارش زير مىباشند :
يورش بيرانوندها به بروجرد
بيرانوندها قبيلهاى از كوهنشينان لرستان هستند كه از ديرباز درميان هرو و پشتكوه به كوچنشينى مىپردازند . در نوشتههاى گوناگون روزگار قاجار به گزارشهاى بسيارى دربارهء آنان برمىخوريم « 2 » .
به روزگار شاهمرد رياست آنها با حسينعلى خان - در برخى گزارشها حسنعلىخان - است كه با دولت سر ناسازگارى داشته است و با شنيدن خبر مرگ پادشاه مردان خود را از هرو بهسوى بروجرد گسيل مىدارد . سپهر مىنويسد : « [ آنها ] در محال بروجرد به نهب مجتازان و غارت بازرگانان روز سپردند » « 3 » . خانلر ميرزا با گسيل سربازان خود يورش آنها را پس مىراند و از بيست تن اسيرى كه از آنها مىگيرد پس از اعدام دو تن ، بقيه را مثله مىكند « 4 » .
يورش حسنوندها به بروجرد
حسنوندها كه كمى بالاتر از بيرانوندها ، در لرستان شمالى ، زندگى مىكنند ، نيز در اين روزگار به دشت بروجرد سرازير شدند . سه روز از آمدن خانلرميرزا به بروجرد نگذشته بود كه روستاى فيال را ، كه تا باغ شاه - سكونتگاه حاكم - فاصلهاى نداشت ، به يغما بردند ؛ اما در نبرد با سربازان پنج نفر از آنها كشته شد و بقيه نيز به كوهها گريختند « 5 » .
هامش
( 1 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 49 .
( 2 ) . نك : ص 215 ، يادداشت 19 .
( 3 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 50 .
( 4 ) . نك : همانجا ؛ خورموجى ، حقايق الاخبار ، ص 54 ؛ هدايت ، رضا قلى خان ، روضة الصفاى ناصرى ، ج 10 ص 507 .
( 5 ) . سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص ص 49 - 50 ؛ هدايت ، رضا قلى خان ، ص 507 .