مىپيوندد و به نام دز در شوشتر به كارون مىريزد . هنرى راولينسون دربارهء آن مىنويسد :
بستر بلارود پوشيده از سنگهايى است كه روى آنها سنگوارههايى به شكل برنج ديده مىشود و ازاينرو آنها را سنگ برنجى مىنامند . در سراسر ايران از اين سنگها براى ساختن قليان استفاده مىشود . در نزديكى بلارود يك دژ طبيعى به نام تنگوان يافت مىشود كه ظاهرا مىتواند محل مستحكمى باشد ولى به علت فقدان آب چندان مورد استفاده قرار نمىگيرد . فاصله بين بلارود و دزفول در حدود 6 فرسنگ است « 1 » .
53 . دهكدهاى بوده كه از گسترش آن انديمشك امروزى پديد آمده است . گويند مردى كه دژ دهكده را بنيان نهاد چنين نام داشت . در نوشتههاى روزگار قاجار ، بهويژه سفرنامهها ، بسيار از آن ياد شده است . راولينسون دربارهء آن مىنويسد :
دهكدهء صالحآباد در دو فرسنگى دزفول قرار دارد . داراى صد خانوار است و دور آن را ديوارى از گل كشيدهاند « 2 » .
پيدايش و گسترش انديمشك مديون عبور راهآهن سراسرى از آنجاست : با گذر ايستگاه راهآهن تهران - جنوب از دهكدهء صالحآباد ، شهر نوينى در كنار دزفول پديد آمد كه به يادبود شهر باستانى اندومشن ، آن را انديمشك نام نهادند . افزون بر اين موقعيت مناسب شمال خوزستان براى كشاورزى ، بهويژه با بسته شدن سد دز ، در گسترش انديمشك مؤثر افتاد بهگونهاى كه بيشتر كوهنشينان لرستانى در چند دههء گذشته به آنجا مهاجرت كردند .
54 . خانم شيل در سفرنامهء خود آن را چنين توصيف مىكند :
اين نوع چادرها به شكل دوار ساخته شده كه به مقتضاى فصل براى استفاده از تابش آفتاب و يا جلوگيرى از آن استفاده مىشود « 3 » .
55 . فرزند سليمان خان و ملقب به قوام السلطنه ، او نيز از كودكى در خدمت پدرش بود و هنگام مأموريتهايش او را همراهى مىكرد . در گزارش حاضر به خوبى به نقش
هامش
( 1 ) . راولينسون ، هنرى ، گذر از زهاب به خوزستان ، ص ص 75 - 76 ؛ و نيز نك : لايارد ، . . . ، سيرى در قلمرو بختيارى ، ص ص 107 - 108 .
( 2 ) . راولينسون ، هنرى ، گذر از زهاب به خوزستان ، ص 77 .
( 3 ) . شيل ، مرى ، خاطرات ليدى شيل ، ص 28 .