روز پنجشنبه بيست و دويم [ ربيع الثانى ] : دو ساعت به طلوع مانده ، سوار شد ، تا دو ساعت به غروب مانده راه آمد . غروب به آستان حضرت معصومه ( ع ) رسيد . پيش از رسيدن خود ، آدم فرستادم منزل جابهجا كنند . تا كه خانزاد رسيد .
داخل شهر شده ، منزلى كه عبارت از خانه يك نفر سيد باشد ، جابهجا نموده بودند .
آمده ، آرام گرفت ، بعد به حمّام رفت . بعد از حمام و چاى خوردن به روضه مباركه مشرف شدم . بعد از زيارت به دعاگوئى دوام دولت ابدمدّت و وجود مبارك مقدس همايون اعليحضرت شاهنشاهى - روحى و روح العالمين فداه - مشغول ، و بعد دعاگويى وجود مسعود جناب اجلّ اكرم خداوندگارى ، اتابك اعظم - دام اقباله العالى - را نموده ، بعد از اتمام زيارت و دعاگويى و نماز فريضه به منزل آمد ، آسوده شد . صبح . . .
روز جمعه بيست و سيم [ ربيعالثانى ] : زود باز به زيارت حضرت ( ع ) مشرف شد . بعد از اتمام دعاگويى و زيارت و نماز از حضرت مرخص و روانه شد . شش فرسخ راه آمده ، به كاروانسراى صدرآباد رسيد . از قم تا اين كاروانسرا آبادى نيست ، مگر كاروانسراى پل دلاك كه ميان قم و اين مكان است ، ديگر آبادى نيست . [ 52 ر ]
و اين كاروانسرا را صدر مرحوم ساخته است ، خيلى محكم و خوب ساخته ، در بيرون كاروانسرا يك چهارطاقى ساخته كوچك . اسمش را مسجد گذاشته و طاقها را هم با آجر مشبّك نمودهاند . يك در داشت ( 91 ) تا كه خانزاد به كاروانسرا رسيد ، ديدم حجر [ ه ] ها و جاها را همه از آمد و رفت مردم كثيف « 1 » شده ، نتوانست آنجا منزل كند . آن مسجد چهارطاق خوش آمد . شب را با سرماى تمام در همان چهارطاق به سر برد . صبح زود ، سه ساعت به طلوع مانده ، سوار شد .
روز شنبه بيست و چهارم [ ربيع الثانى ] : . . . راه افتاديم ، از كوير « 2 » گذشته و حوض سلطان را گذاشته ، دو ساعت به غروب مانده ،
هامش
( 1 ) . در اصل : كسيف .
( 2 ) . در اصل : كبير .